logarithmize data
تبدیل به لگاریتم
logarithmize values
تبدیل مقادیر به لگاریتم
logarithmized data
دادههای لگاریتمی
can logarithmize
میتوان تبدیل به لگاریتم کرد
need to logarithmize
نیاز به تبدیل به لگاریتم است
logarithmize it
آن را به لگاریتم تبدیل کنید
logarithmize both
هر دو را به لگاریتم تبدیل کنید
logarithmize separately
به طور جداگانه به لگاریتم تبدیل کنید
cannot logarithmize
نمیتوان تبدیل به لگاریتم کرد
scientists often logarithmize their data to reveal hidden patterns in the distribution.
دانشمندان اغلب دادههای خود را به منظور آشکار کردن الگوهای پنهان در توزیع، لگاریتمی میکنند.
researchers logarithmize variables to meet the assumptions of linear regression.
محققان متغیرها را برای برآورده کردن مفروضات رگرسیون خطی، لگاریتمی میکنند.
the analyst decided to logarithmize the skewed dataset before visualization.
تحلیلگر تصمیم گرفت قبل از تجسم، مجموعه دادههای کج را لگاریتمی کند.
engineers frequently logarithmize measurement values to compress large ranges.
مهندسان به طور مکرر مقادیر اندازهگیری را برای فشردهسازی محدودههای بزرگ، لگاریتمی میکنند.
statisticians recommend logarithmizing data that spans several orders of magnitude.
آمارشناسان توصیه میکنند دادههایی را که در چندین مرتبه بزرگی قرار دارند، لگاریتمی کنید.
we logarithmize the concentration values to stabilize the variance in our model.
ما مقادیر غلظت را برای تثبیت واریانس در مدل خود لگاریتمی میکنیم.
the professor asked students to logarithmize both sides of the exponential equation.
استاد از دانشجویان خواست تا هر دو طرف معادله نمایی را لگاریتمی کنند.
financial analysts sometimes logarithmize stock prices to analyze percentage changes.
تحلیلگران مالی گاهی اوقات قیمت سهام را برای تجزیه و تحلیل تغییرات درصدی، لگاریتمی میکنند.
the research protocol requires logarithmizing all positive values in the dataset.
پروتکل تحقیق مستلزم لگاریتمی کردن تمام مقادیر مثبت در مجموعه داده است.
biologists logarithmize population counts to approximate linear relationships.
زیستشناسان تعداد جمعیت را برای تقریب روابط خطی، لگاریتمی میکنند.
when the scale is highly variable, researchers choose to logarithmize the data.
زمانی که مقیاس بسیار متغیر است، محققان انتخاب میکنند دادهها را لگاریتمی کنند.
the software automatically logarithmizes input values to improve computational efficiency.
نرمافزار به طور خودکار مقادیر ورودی را برای بهبود کارایی محاسباتی، لگاریتمی میکند.
logarithmize data
تبدیل به لگاریتم
logarithmize values
تبدیل مقادیر به لگاریتم
logarithmized data
دادههای لگاریتمی
can logarithmize
میتوان تبدیل به لگاریتم کرد
need to logarithmize
نیاز به تبدیل به لگاریتم است
logarithmize it
آن را به لگاریتم تبدیل کنید
logarithmize both
هر دو را به لگاریتم تبدیل کنید
logarithmize separately
به طور جداگانه به لگاریتم تبدیل کنید
cannot logarithmize
نمیتوان تبدیل به لگاریتم کرد
scientists often logarithmize their data to reveal hidden patterns in the distribution.
دانشمندان اغلب دادههای خود را به منظور آشکار کردن الگوهای پنهان در توزیع، لگاریتمی میکنند.
researchers logarithmize variables to meet the assumptions of linear regression.
محققان متغیرها را برای برآورده کردن مفروضات رگرسیون خطی، لگاریتمی میکنند.
the analyst decided to logarithmize the skewed dataset before visualization.
تحلیلگر تصمیم گرفت قبل از تجسم، مجموعه دادههای کج را لگاریتمی کند.
engineers frequently logarithmize measurement values to compress large ranges.
مهندسان به طور مکرر مقادیر اندازهگیری را برای فشردهسازی محدودههای بزرگ، لگاریتمی میکنند.
statisticians recommend logarithmizing data that spans several orders of magnitude.
آمارشناسان توصیه میکنند دادههایی را که در چندین مرتبه بزرگی قرار دارند، لگاریتمی کنید.
we logarithmize the concentration values to stabilize the variance in our model.
ما مقادیر غلظت را برای تثبیت واریانس در مدل خود لگاریتمی میکنیم.
the professor asked students to logarithmize both sides of the exponential equation.
استاد از دانشجویان خواست تا هر دو طرف معادله نمایی را لگاریتمی کنند.
financial analysts sometimes logarithmize stock prices to analyze percentage changes.
تحلیلگران مالی گاهی اوقات قیمت سهام را برای تجزیه و تحلیل تغییرات درصدی، لگاریتمی میکنند.
the research protocol requires logarithmizing all positive values in the dataset.
پروتکل تحقیق مستلزم لگاریتمی کردن تمام مقادیر مثبت در مجموعه داده است.
biologists logarithmize population counts to approximate linear relationships.
زیستشناسان تعداد جمعیت را برای تقریب روابط خطی، لگاریتمی میکنند.
when the scale is highly variable, researchers choose to logarithmize the data.
زمانی که مقیاس بسیار متغیر است، محققان انتخاب میکنند دادهها را لگاریتمی کنند.
the software automatically logarithmizes input values to improve computational efficiency.
نرمافزار به طور خودکار مقادیر ورودی را برای بهبود کارایی محاسباتی، لگاریتمی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید