logarithmize

[ایالات متحده]/ˈlɒɡərɪðmaɪz/
[بریتانیا]/ˈlɔːɡərɪðmaɪz/

ترجمه

v. برای محاسبه یا بدست آوردن لگاریتم یک عدد

عبارات و ترکیب‌ها

logarithmize data

تبدیل به لگاریتم

logarithmize values

تبدیل مقادیر به لگاریتم

logarithmized data

داده‌های لگاریتمی

can logarithmize

می‌توان تبدیل به لگاریتم کرد

need to logarithmize

نیاز به تبدیل به لگاریتم است

logarithmize it

آن را به لگاریتم تبدیل کنید

logarithmize both

هر دو را به لگاریتم تبدیل کنید

logarithmize separately

به طور جداگانه به لگاریتم تبدیل کنید

cannot logarithmize

نمی‌توان تبدیل به لگاریتم کرد

جملات نمونه

scientists often logarithmize their data to reveal hidden patterns in the distribution.

دانشمندان اغلب داده‌های خود را به منظور آشکار کردن الگوهای پنهان در توزیع، لگاریتمی می‌کنند.

researchers logarithmize variables to meet the assumptions of linear regression.

محققان متغیرها را برای برآورده کردن مفروضات رگرسیون خطی، لگاریتمی می‌کنند.

the analyst decided to logarithmize the skewed dataset before visualization.

تحلیلگر تصمیم گرفت قبل از تجسم، مجموعه داده‌های کج را لگاریتمی کند.

engineers frequently logarithmize measurement values to compress large ranges.

مهندسان به طور مکرر مقادیر اندازه‌گیری را برای فشرده‌سازی محدوده‌های بزرگ، لگاریتمی می‌کنند.

statisticians recommend logarithmizing data that spans several orders of magnitude.

آمارشناسان توصیه می‌کنند داده‌هایی را که در چندین مرتبه بزرگی قرار دارند، لگاریتمی کنید.

we logarithmize the concentration values to stabilize the variance in our model.

ما مقادیر غلظت را برای تثبیت واریانس در مدل خود لگاریتمی می‌کنیم.

the professor asked students to logarithmize both sides of the exponential equation.

استاد از دانشجویان خواست تا هر دو طرف معادله نمایی را لگاریتمی کنند.

financial analysts sometimes logarithmize stock prices to analyze percentage changes.

تحلیلگران مالی گاهی اوقات قیمت سهام را برای تجزیه و تحلیل تغییرات درصدی، لگاریتمی می‌کنند.

the research protocol requires logarithmizing all positive values in the dataset.

پروتکل تحقیق مستلزم لگاریتمی کردن تمام مقادیر مثبت در مجموعه داده است.

biologists logarithmize population counts to approximate linear relationships.

زیست‌شناسان تعداد جمعیت را برای تقریب روابط خطی، لگاریتمی می‌کنند.

when the scale is highly variable, researchers choose to logarithmize the data.

زمانی که مقیاس بسیار متغیر است، محققان انتخاب می‌کنند داده‌ها را لگاریتمی کنند.

the software automatically logarithmizes input values to improve computational efficiency.

نرم‌افزار به طور خودکار مقادیر ورودی را برای بهبود کارایی محاسباتی، لگاریتمی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید