logicisms

[ایالات متحده]/ˈlɒdʒɪsɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈlɑːdʒɪsɪzəmz/

ترجمه

n. اعتقاد به یا مطالعه منطق به عنوان یک اصل بنیادی

عبارات و ترکیب‌ها

logical logicisms

خوشه‌بندی‌های منطقی

mathematical logicisms

خوشه‌بندی‌های ریاضی

philosophical logicisms

خوشه‌بندی‌های فلسفی

formal logicisms

خوشه‌بندی‌های رسمی

pure logicisms

خوشه‌بندی‌های خالص

abstract logicisms

خوشه‌بندی‌های انتزاعی

critical logicisms

خوشه‌بندی‌های انتقادی

theoretical logicisms

خوشه‌بندی‌های نظری

empirical logicisms

خوشه‌بندی‌های تجربی

applied logicisms

خوشه‌بندی‌های کاربردی

جملات نمونه

logicisms often help clarify complex arguments.

اغلب اوقات، منطقی‌گرایی به روشن شدن استدلال‌های پیچیده کمک می‌کند.

many philosophers debate the validity of logicisms.

بسیاری از فیلسوفان در مورد اعتبار منطقی‌گرایی بحث می‌کنند.

logicisms can sometimes lead to misunderstandings.

منطقی‌گرایی گاهی اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

understanding logicisms is crucial for critical thinking.

درک منطقی‌گرایی برای تفکر انتقادی بسیار مهم است.

he used logicisms to support his theory.

او از منطقی‌گرایی برای حمایت از نظریه‌اش استفاده کرد.

logicisms provide a framework for logical reasoning.

منطقی‌گرایی چارچوبی برای استدلال منطقی فراهم می‌کند.

critics argue that some logicisms are too abstract.

منتقدان استدلال می‌کنند که برخی از منطقی‌گرایی‌ها بیش از حد انتزاعی هستند.

logicisms can simplify complex philosophical discussions.

منطقی‌گرایی می‌تواند بحث‌های فلسفی پیچیده را ساده کند.

she wrote a paper on the implications of logicisms.

او مقاله‌ای در مورد پیامدهای منطقی‌گرایی نوشت.

logicisms often intersect with mathematical theories.

منطقی‌گرایی اغلب با نظریه‌های ریاضیاتی تلاقی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید