| جمع | logions |
logion of truth
گزاره حقیقت
sacred logion
گزاره مقدس
logion of wisdom
گزاره خرد
logion of faith
گزاره ایمان
logion of light
گزاره نور
ancient logion
گزاره باستانی
logion revealed
گزاره آشکار شده
divine logion
گزاره الهی
logion of power
گزاره قدرت
logion of knowledge
گزاره دانش
he shared a profound logion that changed my perspective.
او یک لوکیون عمیق به اشتراک گذاشت که دیدگاه من را تغییر داد.
the ancient logion reveals wisdom from the past.
لوکیون باستانی حکمت را از گذشته آشکار میکند.
many people seek the logion of truth in their lives.
بسیاری از مردم حقیقت را در زندگی خود در لوکیون جستجو میکنند.
her logion about kindness resonated with everyone.
لوکیون او در مورد مهربانی با همه همخوانی داشت.
the logion was passed down through generations.
لوکیون از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.
in philosophy, a logion can be a guiding principle.
در فلسفه، یک لوکیون میتواند یک اصل راهنما باشد.
he wrote a book filled with logions for personal growth.
او کتابی پر از لوکیون برای رشد شخصی نوشت.
her logion about perseverance inspired many students.
لوکیون او در مورد پشتکار بسیاری از دانش آموزان را الهام بخشید.
the logion was simple yet profoundly impactful.
لوکیون ساده بود اما تاثیر عمیقی داشت.
we often reflect on the logion shared by our elders.
ما اغلب به لوکیونی که بزرگان ما به اشتراک گذاشتند فکر میکنیم.
logion of truth
گزاره حقیقت
sacred logion
گزاره مقدس
logion of wisdom
گزاره خرد
logion of faith
گزاره ایمان
logion of light
گزاره نور
ancient logion
گزاره باستانی
logion revealed
گزاره آشکار شده
divine logion
گزاره الهی
logion of power
گزاره قدرت
logion of knowledge
گزاره دانش
he shared a profound logion that changed my perspective.
او یک لوکیون عمیق به اشتراک گذاشت که دیدگاه من را تغییر داد.
the ancient logion reveals wisdom from the past.
لوکیون باستانی حکمت را از گذشته آشکار میکند.
many people seek the logion of truth in their lives.
بسیاری از مردم حقیقت را در زندگی خود در لوکیون جستجو میکنند.
her logion about kindness resonated with everyone.
لوکیون او در مورد مهربانی با همه همخوانی داشت.
the logion was passed down through generations.
لوکیون از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.
in philosophy, a logion can be a guiding principle.
در فلسفه، یک لوکیون میتواند یک اصل راهنما باشد.
he wrote a book filled with logions for personal growth.
او کتابی پر از لوکیون برای رشد شخصی نوشت.
her logion about perseverance inspired many students.
لوکیون او در مورد پشتکار بسیاری از دانش آموزان را الهام بخشید.
the logion was simple yet profoundly impactful.
لوکیون ساده بود اما تاثیر عمیقی داشت.
we often reflect on the logion shared by our elders.
ما اغلب به لوکیونی که بزرگان ما به اشتراک گذاشتند فکر میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید