craved attention
به دنبال جلب توجه بودن
craved freedom
به دنبال آزادی بودن
craved adventure
به دنبال ماجراجویی بودن
craved success
به دنبال موفقیت بودن
craved comfort
به دنبال آسایش بودن
craved love
به دنبال عشق بودن
craved peace
به دنبال صلح بودن
craved change
به دنبال تغییر بودن
craved excitement
به دنبال هیجان بودن
craved knowledge
به دنبال دانش بودن
she craved adventure and excitement in her life.
او عاشق ماجراجویی و هیجان در زندگی خود بود.
he craved her attention and affection.
او مشتاق توجه و محبت او بود.
the child craved sweets after dinner.
کودک بعد از شام عاشق شیرینی بود.
after a long day, i craved a quiet evening at home.
بعد از یک روز طولانی، من عاشق یک شب آرام در خانه بودم.
many people craved a sense of belonging.
بسیاری از مردم به حس تعلق نیاز داشتند.
she craved knowledge and sought to learn more.
او عاشق دانش بود و به دنبال یادگیری بیشتر بود.
he craved freedom and wanted to travel the world.
او عاشق آزادی بود و میخواست جهان را سفر کند.
they craved a break from their busy routines.
آنها به یک استراحت از روال شلوغ خود نیاز داشتند.
she craved the comfort of her mother's embrace.
او به آرامش در آغوش مادرش نیاز داشت.
during winter, i often crave hot chocolate.
در طول زمستان، من اغلب دل به چای داغ شکلات میدهم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید