craved

[ایالات متحده]/kreɪvd/
[بریتانیا]/kreɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت خواستن چیزی؛ به طور جدی درخواست کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

craved attention

به دنبال جلب توجه بودن

craved freedom

به دنبال آزادی بودن

craved adventure

به دنبال ماجراجویی بودن

craved success

به دنبال موفقیت بودن

craved comfort

به دنبال آسایش بودن

craved love

به دنبال عشق بودن

craved peace

به دنبال صلح بودن

craved change

به دنبال تغییر بودن

craved excitement

به دنبال هیجان بودن

craved knowledge

به دنبال دانش بودن

جملات نمونه

she craved adventure and excitement in her life.

او عاشق ماجراجویی و هیجان در زندگی خود بود.

he craved her attention and affection.

او مشتاق توجه و محبت او بود.

the child craved sweets after dinner.

کودک بعد از شام عاشق شیرینی بود.

after a long day, i craved a quiet evening at home.

بعد از یک روز طولانی، من عاشق یک شب آرام در خانه بودم.

many people craved a sense of belonging.

بسیاری از مردم به حس تعلق نیاز داشتند.

she craved knowledge and sought to learn more.

او عاشق دانش بود و به دنبال یادگیری بیشتر بود.

he craved freedom and wanted to travel the world.

او عاشق آزادی بود و می‌خواست جهان را سفر کند.

they craved a break from their busy routines.

آنها به یک استراحت از روال شلوغ خود نیاز داشتند.

she craved the comfort of her mother's embrace.

او به آرامش در آغوش مادرش نیاز داشت.

during winter, i often crave hot chocolate.

در طول زمستان، من اغلب دل به چای داغ شکلات می‌دهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید