lordliness

[ایالات متحده]/ˈlɔːdlɪnəs/
[بریتانیا]/ˈlɔrdlinəs/

ترجمه

n. سبک نجیب یا عظمت; سبک سلطنتی یا شکوه

عبارات و ترکیب‌ها

noble lordliness

اشراف و بزرگی

regal lordliness

حاکمیتی و اشرافی

proud lordliness

اشرافی و مغرانی

divine lordliness

اشراف و الهی

majestic lordliness

اشراف و جাঁلی

grand lordliness

اشراف و بزرگ

elegant lordliness

اشراف و ظریف

stoic lordliness

اشراف و استوار

timeless lordliness

اشراف و جاودانی

ethereal lordliness

اشراف و فرازمینی

جملات نمونه

the lordliness of the castle was evident in its grand architecture.

ظاهر بزرگ و باشکوه معماری قلعه، شکوه و عظمت آن را نشان می‌داد.

she carried herself with a sense of lordliness that commanded respect.

او با نوعی شکوه و بزرگی رفتار می‌کرد که احترام را برمی‌انگیخت.

his lordliness was reflected in the way he spoke to others.

شکوه و بزرگی او در نحوه صحبت کردنش با دیگران نمایان بود.

the lordliness of the king was admired by all his subjects.

شکوه و عظمت پادشاه مورد تحسین همه رعایایش بود.

with a touch of lordliness, she entered the room.

با کمی شکوه و بزرگی، وارد اتاق شد.

his lordliness made him stand out in the crowd.

شکوه و بزرگی او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

the lordliness of the event was unmatched.

شکوه و عظمت رویداد بی‌نظیر بود.

she wore her crown with lordliness and grace.

او با شکوه و ظرافت، تاج خود را بر سر گذاشت.

his lordliness was evident in his commanding presence.

شکوه و عظمت او در حضور فرمانده‌اش آشکار بود.

the lordliness of the ceremony left a lasting impression.

شکوه و عظمت مراسم، تأثیر ماندگاری بر جای گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید