lorgnette

[ایالات متحده]/lɔːˈnɛt/
[بریتانیا]/lɔrˈnɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عینک یا دوربین دوچشمی با دسته؛ یک دستگاه اپتیکی برای مشاهده در فاصله، معمولاً دستی

عبارات و ترکیب‌ها

lorgnette holder

نگهدارنده لوگن

lorgnette glasses

عینک لوگن

lorgnette case

محفظه لوگن

lorgnette style

سبک لوگن

lorgnette chain

زنجیر لوگن

lorgnette fashion

مد لوگن

lorgnette design

طراحی لوگن

lorgnette frame

قاب لوگن

lorgnette usage

نحوه استفاده از لوگن

lorgnette repair

تعمیر لوگن

جملات نمونه

she adjusted her lorgnette to get a better view of the stage.

او لوگنیت خود را تنظیم کرد تا دید بهتری از صحنه داشته باشد.

the antique shop had a beautiful lorgnette on display.

فروشگاه عتیقه‌فروشی یک لوگنیت زیبا در معرض نمایش داشت.

he used a lorgnette to read the fine print in the contract.

او از لوگنیت برای خواندن حروف ریز در قرارداد استفاده کرد.

at the opera, she elegantly held her lorgnette.

در اپرا، او به طور ظریف لوگنیت خود را در دست گرفت.

she found an old lorgnette in her grandmother's attic.

او یک لوگنیت قدیمی در زیرشیرآزی مادربزرگش پیدا کرد.

the lorgnette was a popular accessory in the 19th century.

لوگنیت یک لوازم جانبی محبوب در قرن نوزدهم بود.

he admired the painting through his lorgnette.

او نقاشی را از طریق لوگنیت خود تحسین کرد.

she wore a lorgnette around her neck for easy access.

او لوگنیت را به دلیل دسترسی آسان دور گردن خود انداخت.

the lorgnette's intricate design caught everyone's attention.

طراحی پیچیده لوگنیت توجه همه را جلب کرد.

during the event, he frequently used his lorgnette to observe the guests.

در طول رویداد، او اغلب از لوگنیت خود برای مشاهده مهمانان استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید