lori

[ایالات متحده]/ˈlɔːri/
[بریتانیا]/ˈlɔːri/

ترجمه

n. اسم زن

عبارات و ترکیب‌ها

lori sings

لوری آواز می‌خواند

lori's car

ماشین لوری

lori worked

لوری کار کرد

lori is here

لوری اینجا است

lori and me

لوری و من

lori's house

خانه لوری

lori's coming

لوری دارد می‌آید

lori likes

لوری دوست دارد

lori's job

کار لوری

lori laughed

لوری خندید

جملات نمونه

the lori worked tirelessly to care for the patients.

لوری به طور خستگی‌ناپذیر برای مراقبت از بیماران تلاش کرد.

she is a registered lori with years of experience.

او یک لوری ثبت‌نام‌شده با سال‌ها تجربه است.

the children's lori read them a bedtime story.

لوری کودکان برایشان یک داستان قبل از خواب خواند.

the lori administered the medication with precision.

لوری دارو را با دقت تجویز کرد.

we need a compassionate lori for this role.

ما به یک لوری دلسوز برای این نقش نیاز داریم.

the lori monitored the patient's vital signs closely.

لوری به دقت علائم حیاتی بیمار را کنترل کرد.

the lori provided emotional support to the family.

لوری حمایت عاطفی از خانواده ارائه داد.

a skilled lori is essential for patient recovery.

یک لوری ماهر برای بهبودی بیمار ضروری است.

the lori documented the patient's progress daily.

لوری به طور روزانه روند پیشرفت بیمار را مستند کرد.

the new lori training program is very effective.

برنامه آموزشی جدید لوری بسیار مؤثر است.

the lori assisted the doctor with the surgery.

لوری به پزشک در جراحی کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید