losable game
بازی قابل از دست دادن
losable item
قطعه قابل از دست دادن
losable file
فایل قابل از دست دادن
losable asset
دارایی قابل از دست دادن
losable chance
شانس قابل از دست دادن
losable opportunity
فرصت قابل از دست دادن
losable data
داده قابل از دست دادن
losable connection
اتصال قابل از دست دادن
losable match
مسابقه قابل از دست دادن
losable round
دور قابل از دست دادن
the game was exciting, but it felt losable at times.
بازی هیجان انگیز بود، اما گاهی اوقات حس میشد که ممکن است باخته شود.
he was confident, but the match was still losable.
او با اعتماد به نفس بود، اما هنوز هم مسابقه ممکن بود باخته شود.
in a tight competition, every point can be losable.
در یک رقابت سخت، هر امتیازی ممکن است باخته شود.
her focus on the task made it less losable.
تمرکز او بر روی کار باعث شد که کمتر در معرض باخت قرار گیرد.
the project seemed losable without proper planning.
بدون برنامهریزی مناسب، پروژه ممکن بود باخته شود.
they realized their lead was losable in the final minutes.
آنها متوجه شدند که در دقایق پایانی، برتری آنها ممکن است باخته شود.
every opportunity in business can be losable if not seized.
اگر از آن استفاده نشود، هر فرصتی در کسب و کار ممکن است باخته شود.
his attitude made the situation feel more losable than it was.
حرف و عمل او باعث شد که اوضاع و شرایط بیشتر از آنچه بود، در معرض باخت قرار گیرد.
in sports, a losable game can turn into a victory.
در ورزش، یک بازی ممکن است باخته به پیروزی تبدیل شود.
without teamwork, the win felt increasingly losable.
بدون کار گروهی، پیروزی بیشتر و بیشتر در معرض باخت قرار میگرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید