lossmaking

[ایالات متحده]/ˈlɒsˌmeɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlɔsˌmeɪkɪŋ/

ترجمه

adj. به طور مداوم متحمل زیان‌های مالی

عبارات و ترکیب‌ها

lossmaking business

کسب و کار زیان ده

lossmaking venture

همکاری زیان ده

lossmaking company

شرکت زیان ده

lossmaking project

پروژه زیان ده

lossmaking division

بخش زیان ده

lossmaking operation

عملیات زیان ده

lossmaking subsidiary

شرکت تابعه زیان ده

lossmaking strategy

استراتژی زیان ده

lossmaking investment

سرمایه گذاری زیان ده

lossmaking period

دوره زیان ده

جملات نمونه

the company reported a lossmaking quarter.

شرکت گزارش داد که یک فصل با ضرردهی داشته است.

many startups struggle with lossmaking operations.

بسیاری از استارت‌آپ‌ها با عملیات زیان‌دهی دست و پنجه نرم می‌کنند.

the lossmaking project was eventually canceled.

پروژه زیان‌دهی در نهایت لغو شد.

investors are worried about the lossmaking trend.

سرمایه‌گذاران نگران روند زیان‌دهی هستند.

she decided to leave the lossmaking business.

او تصمیم گرفت کسب و کار زیان‌ده را ترک کند.

lossmaking divisions are often restructured.

بخش‌های زیان‌ده اغلب بازسازی می‌شوند.

his lossmaking decisions led to financial trouble.

تصمیمات زیان‌دهی او منجر به مشکلات مالی شد.

the government is concerned about lossmaking industries.

دولت نگران صنایع زیان‌ده است.

the lossmaking venture was a significant setback.

ماجراجویی زیان‌دهی یک عقب‌ماندگی قابل توجه بود.

they are analyzing the reasons for the lossmaking situation.

آنها دلایل وضعیت زیان‌دهی را تجزیه و تحلیل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید