loudmouths unite
دهنسگها متحد شوند
loudmouths talk
دهنسگها صحبت میکنند
loudmouths everywhere
دهنسگها همه جا هستند
loudmouths complain
دهنسگها شکایت میکنند
loudmouths argue
دهنسگها بحث میکنند
loudmouths gossip
دهنسگها غیبت میکنند
loudmouths shout
دهنسگها فریاد میزنند
loudmouths brag
دهنسگها خودستایی میکنند
loudmouths criticize
دهنسگها انتقاد میکنند
loudmouths debate
دهنسگها مناظره میکنند
some loudmouths always dominate the conversation.
برخی از افراد پرحرف همیشه بر گفتگو تسلط دارند.
don't listen to the loudmouths; they often exaggerate.
به افراد پرحرف گوش ندهید؛ آنها اغلب اغراق می کنند.
loudmouths can be entertaining, but they can also be annoying.
افراد پرحرف می توانند سرگرم کننده باشند، اما می توانند آزاردهنده نیز باشند.
in a meeting, loudmouths can overshadow quieter voices.
در یک جلسه، افراد پرحرف می توانند صدای آرام تر را تحت الشعاع قرار دهند.
she was tired of the loudmouths at the party.
او از افراد پرحرف در مهمانی خسته شده بود.
loudmouths often think they know everything.
افراد پرحرف اغلب فکر می کنند همه چیز را می دانند.
it's hard to concentrate with loudmouths around.
با وجود افراد پرحرف تمرکز کردن سخت است.
some loudmouths just want attention.
برخی از افراد پرحرف فقط می خواهند توجه جلب کنند.
he avoided loudmouths because he preferred quiet company.
او از افراد پرحرف اجتناب می کرد زیرا ترجیح می داد با افراد آرام باشد.
loudmouths often miss the point of the discussion.
افراد پرحرف اغلب نکته اصلی بحث را از دست می دهند.
loudmouths unite
دهنسگها متحد شوند
loudmouths talk
دهنسگها صحبت میکنند
loudmouths everywhere
دهنسگها همه جا هستند
loudmouths complain
دهنسگها شکایت میکنند
loudmouths argue
دهنسگها بحث میکنند
loudmouths gossip
دهنسگها غیبت میکنند
loudmouths shout
دهنسگها فریاد میزنند
loudmouths brag
دهنسگها خودستایی میکنند
loudmouths criticize
دهنسگها انتقاد میکنند
loudmouths debate
دهنسگها مناظره میکنند
some loudmouths always dominate the conversation.
برخی از افراد پرحرف همیشه بر گفتگو تسلط دارند.
don't listen to the loudmouths; they often exaggerate.
به افراد پرحرف گوش ندهید؛ آنها اغلب اغراق می کنند.
loudmouths can be entertaining, but they can also be annoying.
افراد پرحرف می توانند سرگرم کننده باشند، اما می توانند آزاردهنده نیز باشند.
in a meeting, loudmouths can overshadow quieter voices.
در یک جلسه، افراد پرحرف می توانند صدای آرام تر را تحت الشعاع قرار دهند.
she was tired of the loudmouths at the party.
او از افراد پرحرف در مهمانی خسته شده بود.
loudmouths often think they know everything.
افراد پرحرف اغلب فکر می کنند همه چیز را می دانند.
it's hard to concentrate with loudmouths around.
با وجود افراد پرحرف تمرکز کردن سخت است.
some loudmouths just want attention.
برخی از افراد پرحرف فقط می خواهند توجه جلب کنند.
he avoided loudmouths because he preferred quiet company.
او از افراد پرحرف اجتناب می کرد زیرا ترجیح می داد با افراد آرام باشد.
loudmouths often miss the point of the discussion.
افراد پرحرف اغلب نکته اصلی بحث را از دست می دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید