The loveliness of the scene was beyond compare.
زیبایی صحنه فراتر از مقایسه بود.
They are really not only beauty, loveliness, and winningness, in my opinions, but also cleanness, concinnity, and holiness just as I show the candock is.
آنها نه تنها زیبایی، جذابیت و برنده بودن، از نظر من، بلکه پاکیزگی، تناسب و پاکدامنی هستند، همانطور که من نشان می دهم که کاندوک چگونه است.
She radiates loveliness wherever she goes.
او هر جا که میرود، زیبایی را منتشر میکند.
The loveliness of the garden was breathtaking.
زیبایی باغ نفسگیر بود.
Her smile added to her overall loveliness.
لبخند او به زیبایی کلی او اضافه کرد.
The loveliness of the sunset painted the sky with vibrant colors.
زیبایی غروب خورشید آسمان را با رنگهای زنده نقاشی کرد.
She was known for her inner and outer loveliness.
او به خاطر زیبایی درونی و بیرونیاش شناخته میشد.
The loveliness of the melody brought tears to her eyes.
زیبایی ملودی باعث شد اشک در چشمان او جاری شود.
The loveliness of the old town charmed visitors from all over the world.
زیبایی شهر قدیمی، بازدیدکنندگان را از سرتاسر جهان مجذوب کرد.
Her dress accentuated her natural loveliness.
لباس او زیبایی طبیعی او را برجسته کرد.
The loveliness of the poem touched the hearts of many.
زیبایی شعر قلب بسیاری را لمس کرد.
The loveliness of her voice captivated the audience.
زیبایی صدای او مخاطبان را مجذوب خود کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید