luminescently

[ایالات متحده]/[ˌluːmɪˈnesntli]/
[بریتانیا]/[ˌluːmɪˈnesntli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نور پرتو می‌دهد که نتیجه گرمایی نیست؛ به طور درخشنده یا پرتوان.

جملات نمونه

the jellyfish luminescently glowed in the dark ocean depths.

نورانی ماهی‌گوشتی در عمق اقیانوس تاریک نورانی می‌شد.

the fireflies luminescently sparkled above the meadow at dusk.

سوسک‌های نورانی در نزدیکی مeadow در آفتاب غروبی نورانی می‌درخشیدند.

the moon luminescently illuminated the quiet village street.

ماه نورانی خیابان روستای آرام را روشن می‌کرد.

the neon signs luminescently shimmered against the night sky.

دستگاه‌های نئون در آسمان شب نورانی می‌درخشیدند.

the radioactive material luminescently emitted a greenish glow.

ماده‌ی رادیواکتیو نورانی نور سبزی انتشار می‌داد.

the deep-sea creatures luminescently radiated light to attract prey.

موجودات دریایی عمیق نور را نورانی انتشار می‌دادند تا غذا جذب کنند.

the aurora borealis luminescently flickered across the arctic sky.

极光 نورانی در آسمان قطب شمال لرزید.

the crystal vase luminescently shone with an ethereal blue hue.

جعبه‌ی شیشه‌ای با رنگ آبی بی‌نهایت نورانی می‌درخشید.

the bioluminescent algae luminescently lit up the beach waves.

الگه‌های نورانی در امواج ساحل نورانی می‌شدند.

the painted murals luminescently fluoresced under uv light.

نقاشی‌های رنگی زیر نور UV نورانی می‌درخشیدند.

the deep ocean anglerfish luminescently beamed its lure to catch food.

ماهی‌های نورانی دریای عمیق نور خود را برای جذب غذا تاب می‌کردند.

the futuristic city luminescently glowed with sustainable energy.

شهر آینده‌ای با انرژی پایدار نورانی می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید