lumping

[ایالات متحده]/ˈlʌmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlʌmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سنگین; بزرگ; مهم
n. خوشه بندی; تجمع

عبارات و ترکیب‌ها

lumping together

گرد آوردن

lumping it

گرد آوردن آن

lumping on

گرد آوردن بر

lumping up

گرد آوردن بالا

lumping down

گرد آوردن پایین

lumping all

گرد آوردن همه

lumping items

گرد آوردن اقلام

lumping groups

گرد آوردن گروه ها

lumping categories

گرد آوردن دسته بندی ها

lumping togetherness

گرد آوردن با هم بودن

جملات نمونه

they are lumping all the expenses together.

آنها تمام هزینه‌ها را در یکجا جمع می‌کنند.

don't start lumping different issues into one category.

از ترکیب مسائل مختلف در یک دسته خودداری کنید.

we should avoid lumping everyone into the same group.

ما باید از قرار دادن همه در یک گروه خودداری کنیم.

he tends to lump his friends and family together.

او معمولاً دوستان و خانواده‌اش را در یک گروه قرار می‌دهد.

lumping various tasks can lead to confusion.

قرار دادن وظایف مختلف در یکجا می‌تواند منجر به سردرگمی شود.

they are lumping similar products for better marketing.

آنها محصولات مشابه را برای بازاریابی بهتر در یک گروه قرار می‌دهند.

it's not fair to lump all students together based on grades.

قرار دادن همه دانش‌آموزان در یک گروه بر اساس نمرات منصفانه نیست.

she is lumping her ideas into one presentation.

او ایده‌های خود را در یک ارائه قرار می‌دهد.

we should avoid lumping personal and professional issues.

ما باید از قرار دادن مسائل شخصی و حرفه‌ای در یک گروه خودداری کنیم.

lumping different cultures can lead to misunderstandings.

قرار دادن فرهنگ‌های مختلف در یک گروه می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید