lustrates

[ایالات متحده]/ˈlʌstreɪt/
[بریتانیا]/ˈlʌstreɪt/

ترجمه

vt. پاک کردن یا تصفیه کردن، به ویژه در یک زمینه مذهبی؛ از بین بردن ناخالصی‌ها یا واضح کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

lustrate the truth

نورافشانی حقیقت

lustrate the past

نورافشانی گذشته

lustrate the mind

نورافشانی ذهن

lustrate the record

نورافشانی سابقه

lustrate the environment

نورافشانی محیط

lustrate the process

نورافشانی فرآیند

lustrate the image

نورافشانی تصویر

lustrate the community

نورافشانی اجتماع

lustrate the system

نورافشانی سیستم

lustrate the data

نورافشانی داده‌ها

جملات نمونه

we must lustrate our intentions before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم‌گیری، انگیزه‌های خود را تصفیه کنیم.

the ritual was designed to lustrate the community.

این آیین برای تصفیه جامعه طراحی شده بود.

to lustrate the past, we need to confront our mistakes.

برای تصفیه گذشته، ما باید با اشتباهات خود روبرو شویم.

they held a ceremony to lustrate the new beginning.

آنها آایینی برای تصفیه شروع جدید برگزار کردند.

it is important to lustrate your thoughts before expressing them.

قبل از بیان آنها، تصفیه افکار خود مهم است.

she decided to lustrate her feelings in a journal.

او تصمیم گرفت احساسات خود را در یک دفترچه تصفیه کند.

the artist aimed to lustrate the beauty of nature in her work.

هنرمند قصد داشت زیبایی طبیعت را در اثر خود تصفیه کند.

we need to lustrate our goals to achieve success.

ما باید اهداف خود را برای رسیدن به موفقیت تصفیه کنیم.

he tried to lustrate his reputation after the scandal.

او بعد از رسوایی سعی کرد شهرت خود را تصفیه کند.

the discussion helped to lustrate the misunderstandings between them.

بحث به تصفیه سوء تفاهم‌ها بین آنها کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید