lustrously

[ایالات متحده]/ˈlʌstrəsli/
[بریتانیا]/ˈlʌstrəsli/

ترجمه

adv. داشتن سطح براق یا درخشان؛ به طرز درخشان یا تابناک

عبارات و ترکیب‌ها

shine lustrously

درخشش براق

glow lustrously

تابش براق

sparkle lustrously

درخشیدن براق

reflect lustrously

بازتاب براق

shine lustrously bright

درخشش براق و روشن

appear lustrously

ظاهر براق

shine lustrously smooth

درخشش براق و صاف

glimmer lustrously

تلألؤ براق

shine lustrously clear

درخشش براق و شفاف

shine lustrously white

درخشش براق و سفید

جملات نمونه

the pearls shimmered lustrously in the sunlight.

مرواریدها در نور خورشید به زیبایی می‌درخشیدند.

her hair flowed lustrously down her back.

موهایش به زیبایی در امتداد پشتش جریان داشت.

the car's paint gleamed lustrously after the polish.

بعد از پولیش، رنگ ماشین به زیبایی می‌درخشید.

the fabric draped lustrously, enhancing the dress's elegance.

پارچه به زیبایی آویزان شده بود و ظرافت لباس را افزایش می‌داد.

the moon shone lustrously over the calm sea.

ماه بر روی دریا آرام به زیبایی می‌تابید.

she smiled lustrously, lighting up the room.

او با لبخندی زیبا اتاق را روشن کرد.

the gemstones sparkled lustrously in the display case.

سنگ‌های قیمتی در ویترین به زیبایی می‌درخشیدند.

the artist painted the sunset lustrously, capturing its beauty.

هنرمند غروب خورشید را به زیبایی نقاشی کرد و زیبایی آن را به تصویر کشید.

the chocolate cake was decorated lustrously with ganache.

کیک شکلاتی با گاناش به زیبایی تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید