luxuriations

[ایالات متحده]/lʌɡ'zjuəriˌeɪʃənz/
[بریتانیا]/lʌɡ'zjuəriˌeɪʃənz/

ترجمه

n. لذت بردن; افراط در تجمل

عبارات و ترکیب‌ها

luxuriations of life

اشراق زندگی

luxuriations in nature

اشراق در طبیعت

luxuriations of comfort

اشراق آسایش

luxuriations of beauty

اشراق زیبایی

luxuriations of style

اشراق سبک

luxuriations of taste

اشراق سلیقه

luxuriations of wealth

اشراق ثروت

luxuriations in design

اشراق در طراحی

luxuriations of time

اشراق زمان

luxuriations of experience

اشراق تجربه

جملات نمونه

she often indulges in her luxuriations after a long week.

او اغلب پس از یک هفته طولانی، خود را در تجملاتش غرق می‌کند.

the spa offers a range of luxuriations for relaxation.

اسپا مجموعه‌ای از تجملات برای آرامش ارائه می‌دهد.

his luxuriations included fine dining and luxury travel.

تجملات او شامل شام‌های مجلل و سفرهای لوکس بود.

they planned a weekend filled with luxuriations and pampering.

آنها یک آخر هفته پر از تجملات و مراقبت برنامه‌ریزی کردند.

luxuriations can sometimes lead to feelings of guilt.

تجملات گاهی اوقات می‌تواند منجر به احساس گناه شود.

she believes that occasional luxuriations are necessary for well-being.

او معتقد است که تجملات گاه به گاه برای سلامتی ضروری است.

his life was filled with the luxuriations of success.

زندگی او با تجملات موفقیت پر شده بود.

they enjoy their luxuriations in a beautiful seaside villa.

آنها از تجملات خود در یک ویلای ساحلی زیبا لذت می‌برند.

her luxuriations often included spa treatments and designer clothes.

تجملات او اغلب شامل درمان‌های اسپا و لباس‌های طراح بود.

finding balance between work and luxuriations is essential.

یافتن تعادل بین کار و تجملات ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید