lyingly

[ایالات متحده]/ˈlaɪɪŋli/
[بریتانیا]/ˈlaɪɪŋli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای فریبنده

عبارات و ترکیب‌ها

lyingly deceitful

به دروغ فریبنده

lyingly claimed

به دروغ ادعا کرد

lyingly accused

به دروغ متهم کرد

lyingly reported

به دروغ گزارش داد

lyingly stated

به دروغ بیان کرد

lyingly presented

به دروغ ارائه داد

lyingly denied

به دروغ انکار کرد

lyingly exaggerated

به دروغ اغراق کرد

lyingly misled

به دروغ گمراه کرد

lyingly justified

به دروغ توجیه کرد

جملات نمونه

he was lyingly claiming to have won the lottery.

او به‌ دروغ ادعا می‌کرد که بورس برنده شده است.

she spoke lyingly about her qualifications.

او به‌ دروغ در مورد مدارکش صحبت کرد.

the politician was lyingly denying the allegations.

سیاستمدار به‌ دروغ اتهامات را رد می‌کرد.

they lyingly insisted that everything was fine.

آن‌ها به‌ دروغ اصرار داشتند که همه چیز خوب است.

he lyingly promised to help with the project.

او به‌ دروغ قول کمک به پروژه را داد.

she lyingly told her friends about her new job.

او به‌ دروغ به دوستانش در مورد شغل جدیدش گفت.

the report was lyingly manipulated to mislead the public.

گزارش به‌ دروغ دستکاری شد تا افکار عمومی را گمراه کند.

he lyingly portrayed himself as a hero.

او به‌ دروغ خود را به عنوان یک قهرمان به تصویر کشید.

they were lyingly marketing a product that didn't exist.

آن‌ها به‌ دروغ در حال بازاریابی محصولی بودند که وجود نداشت.

she was lyingly downplaying the seriousness of the situation.

او به‌ دروغ اهمیت موضوع را کم‌رنگ می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید