mendaciously

[ایالات متحده]/mɛnˈdeɪʃəsli/
[بریتانیا]/mɛnˈdeɪʃəsli/

ترجمه

adv. فریبکارانه یا دروغگوئیانه

عبارات و ترکیب‌ها

mendaciously claim

ادعای دروغگوياانه

mendaciously state

بيان دروغگوياانه

mendaciously assert

اظهار دروغگوياانه

mendaciously deny

انکار دروغگوياانه

mendaciously declare

اعلام دروغگوياانه

mendaciously argue

استدلال دروغگوياانه

mendaciously maintain

حفظ دروغگوياانه

mendaciously allege

ادعای دروغگوياانه

mendaciously describe

توصيف دروغگوياانه

mendaciously explain

توضيح دروغگوياانه

جملات نمونه

the politician mendaciously claimed that the economy was thriving despite clear evidence to the contrary.

سیاستمدار به‌طور نادرست ادعا کرد که اقتصاد رونق دارد، با وجود شواهد روشن برخلاف آن.

the company mendaciously advertised their product as "all natural" when it contained synthetic chemicals.

شرکت به‌طور نادرست محصول خود را به عنوان «کاملاً طبیعی» تبلیغ کرد، در حالی که حاوی مواد شیمیایی مصنوعی بود.

she mendaciously denied ever meeting the suspect, but security footage proved otherwise.

او به‌طور نادرست انکار کرد که هرگز با مظنون ملاقات نکرده است، اما فیلم‌های امنیتی خلاف آن را نشان داد.

the journalist mendaciously portrayed the celebrity as unstable without any reliable sources.

روزنامه‌نگار به‌طور نادرست چهره‌ی مشهور را بی‌ثبات نشان داد، بدون هیچ منبع معتبری.

the witness mendaciously asserted that she had not been at the scene that night.

شهادت‌دهنده به‌طور نادرست ادعا کرد که آن شب در صحنه حضور نداشته است.

the corporation mendaciously inflated its revenue figures to attract more investors.

شرکت به‌طور نادرست ارقام درآمد خود را برای جذب سرمایه‌گذاران بیشتر، افزایش داد.

he mendaciously accused his colleague of stealing, when in fact he was the culprit.

او به‌طور نادرست همکار خود را متهم به سرقت کرد، در حالی که در واقع او مقصر بود.

the website mendaciously described the hotel as "beachfront" when it was actually five miles inland.

وب‌سایت به‌طور نادرست هتل را «ساحلی» توصیف کرد، در حالی که در واقع پنج مایلی دورتر از ساحل بود.

the diplomat mendaciously stated that his country had no involvement in the conflict.

دیپلمات به‌طور نادرست بیان کرد که کشورش در این منازعه دخالتی ندارد.

the historian mendaciously embellished the hero's story with fictional dialogues and events.

تاریخ‌نگار به‌طور نادرست داستان قهرمان را با دیالوگ‌ها و رویدادهای خیالی زینت کرد.

the defendant mendaciously misrepresented his financial assets to the court.

متهم به‌طور نادرست دارایی‌های مالی خود را به دادگاه ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید