machine-operated

[ایالات متحده]/[ˈməʃiːn ɒpəreɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈmɑːʃɪn ˈɑːpəreɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحت کنترل ماشین؛ خودکار؛ مربوط به یا شامل استفاده از ماشین‌ها.
n. فرآیند یا سیستمی که توسط یک ماشین اداره می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

machine-operated equipment

تجهیزات مکانیکی

machine-operated switch

کلید مکانیکی

being machine-operated

در حال کارکرد مکانیکی

machine-operated system

سیستم مکانیکی

machine-operated door

در مکانیکی

machine-operated line

خط مکانیکی

machine-operated vehicle

وسیله نقلیه مکانیکی

machine-operated process

فرآیند مکانیکی

machine-operated control

کنترل مکانیکی

machine-operated press

پرس مکانیکی

جملات نمونه

the factory floor was dominated by machine-operated conveyor belts.

کف کارخانه توسط تسمه‌های نقاله ای که با ماشین کار می کنند، تحت سلطه بود.

we rely on machine-operated equipment for efficient sorting.

ما برای مرتب‌سازی کارآمد به تجهیزات کار شده با ماشین متکی هستیم.

the museum showcased a fascinating display of machine-operated looms.

موزه یک نمایشگاه جذاب از ماشین‌نساجی‌های کار شده با ماشین را به نمایش گذاشت.

the automated system uses machine-operated arms to assemble the product.

سیستم خودکار از بازوهای کار شده با ماشین برای مونتاژ محصول استفاده می‌کند.

safety protocols are crucial when working near machine-operated machinery.

در هنگام کار در نزدیکی ماشین‌آلات کار شده با ماشین، پروتکل‌های ایمنی بسیار مهم هستند.

the farm utilized machine-operated harvesters to increase yield.

مزرعه از دروگرهای کار شده با ماشین برای افزایش عملکرد استفاده کرد.

the warehouse features a network of machine-operated forklifts.

انبار دارای شبکه ای از چنگال های کار شده با ماشین است.

the process involves several stages of machine-operated quality control.

این فرآیند شامل چندین مرحله کنترل کیفیت کار شده با ماشین است.

the construction site employed several large, machine-operated excavators.

این سایت ساختمانی از چندین دستگاه حفاری بزرگ کار شده با ماشین استفاده کرد.

the research lab tested the performance of the new machine-operated sensor.

آزمایشگاه تحقیقاتی عملکرد سنسور جدید کار شده با ماشین را آزمایش کرد.

the mine used machine-operated drills to extract the ore.

معدن از مته های کار شده با ماشین برای استخراج سنگ معدن استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید