madrigale

[ایالات متحده]/ˈmædrɪɡəl/
[بریتانیا]/ˈmædrɪɡəl/

ترجمه

n. شعر کوتاه و ملodic، به ویژه عاشقانه؛ گروهی از آوازهای چندگانه، معمولاً بدون همراه.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the madrigale was performed in the renaissance hall

مادریگال در سالن رنسانس اجرا شد

she composed a beautiful madrigale for the festival

او یک مادریگال زیبایی برای جشن را نوشت

the choir sang a traditional madrigale

کورال یک مادریگال سنتی را خواند

we listened to a lovely madrigale yesterday

ما دیروز به یک مادریگال زیبایی گوش دادیم

the madrigale featured four vocal parts

مادریگال چهار بخش صوتی داشت

he studied the history of the madrigale

او تاریخ مادریگال را مطالعه کرد

the madrigale brought tears to her eyes

مادریگال باعث گریه او شد

they performed an italian madrigale

آنها یک مادریگال ایتالیایی اجرا کردند

the madrigale echoed through the cathedral

مادریگال در کاتدرال تکرار شد

our music teacher explained the madrigale form

معلم موسیقی ما فرم مادریگال را توضیح داد

the madrigale has its origins in the fourteenth century

مادریگال اصل خود را در قرن چهارteenth دارد

the madrigale expresses deep human emotions

مادریگال احساسات انسانی عمیق را بیان می کند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید