bright magenta
بنفش براق
magenta dress
لباس صورتی مگنتا
the magenta is a change of pace from traditional red.
ماژانتو یک تغییر روند نسبت به قرمز سنتی است.
a white robe girded with a magenta sash.
یک لباس سفید که با یک شال قرمز کمر بسته شده است.
This is knotted in emerald green, lovat, magenta and rose-red.
این با رنگ سبز زمردی، لوات، فوشیا و قرمز رز گره خورده است.
Such as: the scenic route along the Indian yellow ink, monochamus holothurin, so that China and India-magenta "print-out of dahongyu well;
مانند: مسیر دیدنی در امتداد جوهر زرد هندی، مونوکamus هولوترین، به طوری که چین و هند-ماژانتو "چاپ از dahongyu خوب؛"
orchid of northeastern United States with magenta-pink flowers having funnel-shaped lip; sometimes placed in genus Pogonia.
نوعی ارکیده از شمال شرقی ایالات متحده با گلهای صورتی مگنتا با لبهای به شکل قیف؛ گاهی اوقات در جنس پوگونیا قرار میگیرد.
The magenta flowers bloomed in the garden.
گلهای ماژانتو در باغ شکوفا شدند.
She wore a stunning magenta dress to the party.
او یک لباس ماژانتوی خیرهکننده به مهمانی پوشید.
The artist used magenta paint to create a vibrant painting.
هنرمند از رنگ ماژانتو برای ایجاد یک نقاشی پر جنب و جوش استفاده کرد.
The sunset painted the sky in shades of magenta and orange.
غروب خورشید آسمان را با رنگهای ماژانتو و نارنجی رنگ آمیزی کرد.
Her magenta hair stood out in the crowd.
موهای ماژانتوی او در بین جمعیت خودنمایی میکرد.
The magenta lipstick added a pop of color to her look.
رژ لب ماژانتو رنگی به ظاهر او اضافه کرد.
The magenta balloons decorated the party venue beautifully.
بادکنکهای ماژانتو به زیبایی محل برگزاری مهمانی را تزئین کردند.
The magenta rug brought warmth to the room.
فرش ماژانتو گرما را به اتاق آورد.
She painted her nails in a bold magenta shade.
او ناخنهای خود را با یک سایه ماژانتوی جسورانه رنگ کرد.
The magenta curtains added a touch of elegance to the room.
پردههای ماژانتو کمی از ظرافت را به اتاق اضافه کردند.
bright magenta
بنفش براق
magenta dress
لباس صورتی مگنتا
the magenta is a change of pace from traditional red.
ماژانتو یک تغییر روند نسبت به قرمز سنتی است.
a white robe girded with a magenta sash.
یک لباس سفید که با یک شال قرمز کمر بسته شده است.
This is knotted in emerald green, lovat, magenta and rose-red.
این با رنگ سبز زمردی، لوات، فوشیا و قرمز رز گره خورده است.
Such as: the scenic route along the Indian yellow ink, monochamus holothurin, so that China and India-magenta "print-out of dahongyu well;
مانند: مسیر دیدنی در امتداد جوهر زرد هندی، مونوکamus هولوترین، به طوری که چین و هند-ماژانتو "چاپ از dahongyu خوب؛"
orchid of northeastern United States with magenta-pink flowers having funnel-shaped lip; sometimes placed in genus Pogonia.
نوعی ارکیده از شمال شرقی ایالات متحده با گلهای صورتی مگنتا با لبهای به شکل قیف؛ گاهی اوقات در جنس پوگونیا قرار میگیرد.
The magenta flowers bloomed in the garden.
گلهای ماژانتو در باغ شکوفا شدند.
She wore a stunning magenta dress to the party.
او یک لباس ماژانتوی خیرهکننده به مهمانی پوشید.
The artist used magenta paint to create a vibrant painting.
هنرمند از رنگ ماژانتو برای ایجاد یک نقاشی پر جنب و جوش استفاده کرد.
The sunset painted the sky in shades of magenta and orange.
غروب خورشید آسمان را با رنگهای ماژانتو و نارنجی رنگ آمیزی کرد.
Her magenta hair stood out in the crowd.
موهای ماژانتوی او در بین جمعیت خودنمایی میکرد.
The magenta lipstick added a pop of color to her look.
رژ لب ماژانتو رنگی به ظاهر او اضافه کرد.
The magenta balloons decorated the party venue beautifully.
بادکنکهای ماژانتو به زیبایی محل برگزاری مهمانی را تزئین کردند.
The magenta rug brought warmth to the room.
فرش ماژانتو گرما را به اتاق آورد.
She painted her nails in a bold magenta shade.
او ناخنهای خود را با یک سایه ماژانتوی جسورانه رنگ کرد.
The magenta curtains added a touch of elegance to the room.
پردههای ماژانتو کمی از ظرافت را به اتاق اضافه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید