magics

[ایالات متحده]/[ˈmædʒɪks]/
[بریتانیا]/[ˈmædʒɪks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انجام جادو؛ باعث شدن چیزی به نظر جادویی برسد
adj. مربوط به یا ویژگی جادو
n. جادو؛ قدرت‌های غیبی؛ چیزهایی که با جادو انجام می‌شود؛ هنر ایجاد خیال‌بُری.

عبارات و ترکیب‌ها

magic tricks

سحر و چریک

magic show

نمایش سحر

magic spell

سحر یا نمایش سحر

magic moment

لحظه سحر

magic words

کلمات سحر

magics happen

سحرها رخ می دهند

full of magic

پر از سحر

magic touch

لمس سحر

magic box

جعبه سحر

magic power

قدرت سحر

جملات نمونه

the stage magician performed dazzling magics for the children.

ساحر مسرحی با انجام جادوی‌های شگفت‌انگیزی به کودکان لذت داد.

she believes in the magics of a handwritten letter.

او به جادوی یک نامه دست‌نویس باور دارد.

the film used special magics to create the fantasy world.

فیلم از جادوی‌های ویژه‌ای برای ایجاد دنیای خیال استفاده کرد.

he was captivated by the magics of the aurora borealis.

او به جادوی قطبی‌شمع جذب شد.

the old book contained ancient magics and spells.

کتاب قدیمی جادوی‌های باستانی و نمادها را در خود جای داده بود.

the chef worked magics with the simple ingredients.

شکارچی با مواد خام ساده جادویی کار کرد.

there's a certain magics in a warm cup of cocoa.

در یک فنجان گرم کاکائو جادویی خاصی وجود دارد.

the artist used magics to bring the painting to life.

هنرمند از جادوی‌هایی برای زنده کردن نقاشی استفاده کرد.

the music held a certain magics that moved the audience.

موسیقی جادویی خاصی داشت که مخاطبان را تحت تأثیر قرار می‌داد.

the holiday season is full of festive magics and cheer.

فصل تعطیلات پر از جادوی‌های جشنی و شادی است.

the storyteller wove magics with their words and voice.

داستان‌گو با کلمات و صدایش جادویی را بافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید