magistracy

[ایالات متحده]/'mædʒɪstrəsɪ/
[بریتانیا]/'mædʒɪstrəsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افسر اداری محلی، افسر اجرای قانون؛ موقعیت یک مقام اداری محلی.

عبارات و ترکیب‌ها

court of magistracy

دادگاه بازرسی

judicial magistracy

بازرسی قضایی

magistracy system

سیستم بازرسی

local magistracy

بازرسی محلی

magistracy official

مسئول بازرسی

جملات نمونه

He’s been elected to the magistracy.

او به مقام قضایی انتخاب شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید