magniloquent

[ایالات متحده]/mæɡˈnɪl.ə.kwənt/
[بریتانیا]/mæɡˈnɪl.ə.kwənt/

ترجمه

adj. استفاده از زبان بلندپروازانه یا خودپسند؛ در گفتار مبالغه‌آمیز یا خودستایانه؛ خود مهم و متظاهر

عبارات و ترکیب‌ها

magniloquent speech

سخنرانی پرطمطراق

magniloquent style

سبک پرطمطراق

magniloquent rhetoric

بهرةنمایی پرطمطراق

magniloquent claims

ادعاهای پرطمطراق

magniloquent language

زبان پرطمطراق

magniloquent discourse

گفتمان پرطمطراق

magniloquent expressions

عبارات پرطمطراق

magniloquent tone

لحن پرطمطراق

magniloquent writing

نوشتن پرطمطراق

magniloquent statements

بیانیه‌های پرطمطراق

جملات نمونه

his magniloquent speeches often captivated the audience.

سخنرانی‌های پرطمطراق او اغلب مخاطبان را مجذوب می‌کرد.

she has a magniloquent way of expressing her thoughts.

او روش پرطمطراق و فصیحی در بیان افکار خود دارد.

the author's magniloquent prose impressed many critics.

سبک نثر پرطمطراق نویسنده تأثیر بسیاری بر منتقدان گذاشت.

his magniloquent promises were met with skepticism.

وعده‌های پرطمطراق او با شک و تردید مواجه شد.

in a magniloquent tone, he spoke of his achievements.

با لحنی پرطمطراق، از دستاوردهای خود صحبت کرد.

the magniloquent style of the presentation was memorable.

سبک پرطمطراق ارائه، به‌یادماندنی بود.

she often uses magniloquent language to impress her friends.

او اغلب از زبان پرطمطراق برای تحت تأثیر قرار دادن دوستانش استفاده می‌کند.

his magniloquent claims about the product raised eyebrows.

ادعاهای پرطمطراق او در مورد محصول، سؤالاتی را ایجاد کرد.

the politician's magniloquent rhetoric was criticized.

بیان Rhetoric پرطمطراق سیاستمدار مورد انتقاد قرار گرفت.

she delivered a magniloquent toast at the wedding.

او در عروسی، یک مژده‌گویی پرطمطراق ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید