maharaja

[ایالات متحده]/ˌmɑːhəˈrɑːdʒə/
[بریتانیا]/ˌmɑːhəˈrɑːdʒə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاهزاده یا حاکم هندی؛ شاهزاده در هند
شکل‌های واژه
جمعmaharajas

عبارات و ترکیب‌ها

maharaja palace

کاخ ماهاراجا

maharaja lifestyle

سبک زندگی ماهاراجا

maharaja rule

حاکمیت ماهاراجا

maharaja jewels

جواهرات ماهاراجا

maharaja heritage

میراث ماهاراجا

maharaja court

درگاه ماهاراجا

maharaja culture

فرهنگ ماهاراجا

maharaja army

ارتش ماهاراجا

maharaja festival

جشنواره ماهاراجا

maharaja throne

تاج و تخت ماهاراجا

جملات نمونه

the maharaja ruled over a vast kingdom.

شاه ماهراجا بر یک قلمرو وسیع حکومت می‌کرد.

the maharaja hosted a grand celebration.

شاه ماهراجا یک جشن بزرگ برگزار کرد.

visitors admire the maharaja's palace.

بازدیدکنندگان از کاخ شاه ماهراجا تحسین می‌کنند.

many stories are told about the maharaja's bravery.

داستان‌های زیادی در مورد شجاعت شاه ماهراجا تعریف می‌شود.

the maharaja wore a magnificent crown.

شاه ماهراجا یک تاج باشکوه به سر داشت.

the maharaja's court was filled with advisors.

درخواست شاه ماهراجا با مشاوران پر بود.

the maharaja's legacy lives on through his descendants.

ارثیه شاه ماهراجا از طریق نوادگانش ادامه می‌یابد.

the maharaja commissioned beautiful artwork.

شاه ماهراجا آثار هنری زیبا سفارش داد.

people traveled from far and wide to see the maharaja.

افراد از راه دور برای دیدن شاه ماهراجا سفر کردند.

the maharaja's generosity was well-known among his subjects.

مردم‌دوستی شاه ماهراجا در بین رعایایش به خوبی شناخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید