maharajahs

[ایالات متحده]/ˌmɑ:hə'rɑ:dʒə/
[بریتانیا]/ˌmɑhəˈrɑdʒə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرمانروای یک ایالت سلطنتی هندی؛ عنوان یک پادشاه یا شاهزاده

جملات نمونه

He strolled the Maharajah Jungle Trek and learned the Komodo dragon is actually just a big lizard.

او در پیاده‌روی جنگلی ماهاراجا قدم زد و متوجه شد که مارمولک کومودو در واقع فقط یک مارمولک بزرگ است.

The maharajah lived in a grand palace.

شاهزاده در یک قصر بزرگ زندگی می‌کرد.

The maharajah rode on a decorated elephant.

شاهزاده بر روی یک فیل تزئین شده سوار می‌شد.

The maharajah wore a magnificent turban.

شاهزاده یک توربان باشکوه به سر داشت.

The maharajah hosted a lavish feast for his guests.

شاهزاده یک جشن پر زرق و برق برای مهمانانش برگزار کرد.

The maharajah owned vast lands and riches.

شاهزاده صاحب سرزمین‌ها و ثروت‌های وسیعی بود.

The maharajah was known for his extravagant lifestyle.

شاهزاده به خاطر سبک زندگی پر زرق و زرقش معروف بود.

The maharajah had a large entourage of servants.

شاهزاده یک گروه بزرگ از خادمان داشت.

The maharajah's rule was absolute in his kingdom.

حاکمیت شاهزاده در قلمرو او مطلق بود.

The maharajah's portrait hung in the royal gallery.

تصویر شاهزاده در گالری سلطنتی آویخته بود.

The maharajah's coronation ceremony was a grand event.

آیین تاجگذاری شاهزاده یک رویداد بزرگ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید