| جمع | mainbochers |
mainbocher was a renowned fashion designer known for his elegant style.
ماینبوچر یک طراح لباس معروف بود که به دلیل سبک زیبایش شناخته میشد.
the wallace simpson wedding dress designed by mainbocher became iconic.
کیف پوشاک ازدواج والسیس مونسپن توسط ماینبوچر طراحی شد که به عنوان یک نمونه ایکونیک شناخته میشد.
mainbocher is credited with the invention of the strapless evening gown.
ماینبوچر به عنوان کسی که کیف شب بدون کمربند را اختراع کرد، شناخته میشود.
the mainbocher corset was famously photographed by horst p. horst.
کورس ماینبوچر به طور مشهوری توسط هورست پ. هورست عکس برداری شد.
a vintage mainbocher gown recently sold for a high price at auction.
یک کیف پوشاک قدیمی ماینبوچر اخیراً در یک مزایده با قیمت بالا فروخته شد.
after working in paris, mainbocher moved his salon to new york city.
پس از کار کردن در پاریس، ماینبوچر سالن خود را به نیویورک منتقل کرد.
diana vreeland was a great admirer of mainbocher's sophisticated designs.
دیانا ورلند یک علاقه مند بزرگ به طراحیهای پیچیده ماینبوچر بود.
the museum exhibition featured several original mainbocher sketches.
نمایشگاه موزه چندین طرح اصلی ماینبوچر را نمایش داد.
mainbocher designed the uniforms for the waves during world war ii.
ماینبوچر لباسهای یکپارچه برای امواج در جنگ جهانی دوم طراحی کرد.
critics praised the impeccable tailoring of the mainbocher suit.
بازیگران از دوخت بینقص کیف پوشاک ماینبوچر تحسین کردند.
he was simply known as mainbocher, combining his names main and bocher.
او به سادگی به عنوان ماینبوچر شناخته میشد، ترکیب نامهایش ماین و بوچر.
collectors consider a mainbocher label a mark of superior quality.
جمعآوران برچسب ماینبوچر را به عنوان نشانهای از کیفیت برتر میدانند.
the designer closed the house of mainbocher in 1971.
طراح در سال ۱۹۷۱ خانه ماینبوچر را بست.
mainbocher was a renowned fashion designer known for his elegant style.
ماینبوچر یک طراح لباس معروف بود که به دلیل سبک زیبایش شناخته میشد.
the wallace simpson wedding dress designed by mainbocher became iconic.
کیف پوشاک ازدواج والسیس مونسپن توسط ماینبوچر طراحی شد که به عنوان یک نمونه ایکونیک شناخته میشد.
mainbocher is credited with the invention of the strapless evening gown.
ماینبوچر به عنوان کسی که کیف شب بدون کمربند را اختراع کرد، شناخته میشود.
the mainbocher corset was famously photographed by horst p. horst.
کورس ماینبوچر به طور مشهوری توسط هورست پ. هورست عکس برداری شد.
a vintage mainbocher gown recently sold for a high price at auction.
یک کیف پوشاک قدیمی ماینبوچر اخیراً در یک مزایده با قیمت بالا فروخته شد.
after working in paris, mainbocher moved his salon to new york city.
پس از کار کردن در پاریس، ماینبوچر سالن خود را به نیویورک منتقل کرد.
diana vreeland was a great admirer of mainbocher's sophisticated designs.
دیانا ورلند یک علاقه مند بزرگ به طراحیهای پیچیده ماینبوچر بود.
the museum exhibition featured several original mainbocher sketches.
نمایشگاه موزه چندین طرح اصلی ماینبوچر را نمایش داد.
mainbocher designed the uniforms for the waves during world war ii.
ماینبوچر لباسهای یکپارچه برای امواج در جنگ جهانی دوم طراحی کرد.
critics praised the impeccable tailoring of the mainbocher suit.
بازیگران از دوخت بینقص کیف پوشاک ماینبوچر تحسین کردند.
he was simply known as mainbocher, combining his names main and bocher.
او به سادگی به عنوان ماینبوچر شناخته میشد، ترکیب نامهایش ماین و بوچر.
collectors consider a mainbocher label a mark of superior quality.
جمعآوران برچسب ماینبوچر را به عنوان نشانهای از کیفیت برتر میدانند.
the designer closed the house of mainbocher in 1971.
طراح در سال ۱۹۷۱ خانه ماینبوچر را بست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید