majolica

[ایالات متحده]/məˈdʒɒlɪkə/
[بریتانیا]/məˈdʒɑːlɪkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سفالگری ایتالیایی با لعاب قلع؛ سفالگری ایتالیایی با تزئینات گلدار و تقلیدها
Word Forms
جمعmajolicas

عبارات و ترکیب‌ها

majolica pottery

ظروف ماژولیکا

majolica tiles

کاشی‌های ماژولیکا

majolica style

سبک ماژولیکا

majolica glaze

لعاب ماژولیکا

majolica vase

گلدان ماژولیکا

majolica design

طراحی ماژولیکا

majolica art

هنر ماژولیکا

majolica collection

کلکسیون ماژولیکا

majolica plate

صفحه ماژولیکا

majolica ceramics

سرامیک ماژولیکا

جملات نمونه

she collects majolica pottery from different countries.

او گلدان‌های ماژولیکا را از کشورهای مختلف جمع‌آوری می‌کند.

the majolica tiles added color to the kitchen.

کاشی‌های ماژولیکا رنگی به آشپزخانه اضافه کردند.

he admired the intricate designs on the majolica vase.

او به طرح‌های پیچیده روی گلدان ماژولیکا علاقه داشت.

majolica is known for its vibrant glazes and artistic patterns.

ماژولیکا به خاطر لعاب‌های زنده و طرح‌های هنری خود شناخته شده است.

the antique shop had a beautiful collection of majolica dishes.

فروشگاه عتیقه‌فروشی مجموعه‌ای زیبا از ظروف ماژولیکا داشت.

she painted a scene inspired by traditional majolica styles.

او صحنه‌ای را با الهام از سبک‌های سنتی ماژولیکا نقاشی کرد.

majolica pieces can be quite valuable to collectors.

قطعات ماژولیکا می‌توانند برای کلکسیونرها بسیار ارزشمند باشند.

they hosted a workshop on creating majolica art.

آنها یک کارگاه آموزشی در مورد خلق هنر ماژولیکا برگزار کردند.

the museum features an exhibit dedicated to majolica craftsmanship.

موزه یک نمایشگاه اختصاص داده شده به هنر و مهارت ماژولیکا دارد.

she inherited her grandmother's collection of majolica ceramics.

او مجموعه سرامیک‌های ماژولیکای مادربزرگش را به ارث برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید