majored

[ایالات متحده]/ˈmeɪdʒəd/
[بریتانیا]/ˈmeɪdʒərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک موضوع خاص در یک کالج یا دانشگاه تخصصی شدن
adj. اصلی; مهم; متخصص
n. رشته اصلی تحصیل

عبارات و ترکیب‌ها

majored in

در رشته‌های تحصیلی

majored psychology

در رشته روانشناسی

majored biology

در رشته زیست‌شناسی

majored history

در رشته تاریخ

majored chemistry

در رشته شیمی

majored mathematics

در رشته ریاضیات

majored art

در رشته هنر

majored finance

در رشته امور مالی

majored engineering

در رشته مهندسی

majored education

در رشته آموزش و پرورش

جملات نمونه

i majored in psychology during college.

من در دانشگاه رشته روانشناسی خواندم.

she majored in biology and hopes to become a doctor.

او در رشته زیست‌شناسی گرایش داشت و امیدوار است دکتر شود.

he majored in computer science and works as a software engineer.

او در رشته علوم کامپیوتر گرایش داشت و به عنوان مهندس نرم‌افزار کار می‌کند.

they majored in business administration to start their own company.

آنها در رشته مدیریت کسب و کار گرایش داشتند تا کسب و کار خود راه‌اندازی کنند.

after high school, i majored in graphic design.

پس از دبیرستان، من در رشته طراحی گرافیک گرایش داشتم.

she majored in history, focusing on ancient civilizations.

او در رشته تاریخ گرایش داشت و بر تمدن‌های باستانی تمرکز کرد.

he majored in mathematics and enjoys solving complex problems.

او در رشته ریاضیات گرایش داشت و از حل مسائل پیچیده لذت می‌برد.

many students majored in environmental science to combat climate change.

بسیاری از دانش‌آموزان در رشته علوم محیطی گرایش داشتند تا با تغییرات آب و هوایی مقابله کنند.

she majored in education, aiming to become a teacher.

او در رشته آموزش گرایش داشت و قصد داشت معلم شود.

he majored in finance and works in investment banking.

او در رشته امور مالی گرایش داشت و در بانکداری سرمایه‌گذاری کار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید