minored

[ایالات متحده]/'maɪnəd/
[بریتانیا]/'maɪnərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داشتن یک رشته تحصیلی فرعی

عبارات و ترکیب‌ها

minored in

در رشته‌های کمتر اهمیت

minored subjects

موضوعات فرعی

minored area

حوزه فرعی

minored degree

مدرک فرعی

minored field

حوزه فرعی

minored studies

مطالعات فرعی

minored program

برنامه فرعی

minored discipline

رشته فرعی

minored topics

موضوعات فرعی

minored options

گزینه‌های فرعی

جملات نمونه

she minored in psychology while majoring in biology.

او در حالی که رشته اصلی خود را زیست شناسی انتخاب کرد، رشته روانشناسی را به عنوان رشته فرعی انتخاب کرد.

he minored in business administration during his college years.

او در طول سال های کالج خود، رشته مدیریت کسب و کار را به عنوان رشته فرعی انتخاب کرد.

she minored in environmental studies to support her major.

او رشته محیط زیست را به عنوان رشته فرعی انتخاب کرد تا از رشته اصلی خود حمایت کند.

he minored in philosophy, which helped him think critically.

او رشته فلسفه را انتخاب کرد که به او کمک کرد تا به طور انتقادی فکر کند.

she minored in theater, which complemented her major in literature.

او رشته تئاتر را انتخاب کرد که رشته اصلی ادبیات او را تکمیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید