studied

[ایالات متحده]/ˈstʌdid/
[بریتانیا]/ˈstʌdid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برنامه‌ریزی‌شده؛ عمدی
v. آموخته‌شده (زمان گذشته study)

جملات نمونه

well studied in geology

به خوبی در زمین شناسی مطالعه شده است

he studied physiology and anatomy.

او فیزیولوژی و آناتومی را مطالعه کرد.

she studied art in Paris.

او هنر را در پاریس مطالعه کرد.

she studied night and day.

او شبانه روزی مطالعه کرد.

studied in a shiftless way.

به روشی بی‌تفاوت و بی‌انگیزه مطالعه کرد.

He studied botany at university.

او گیاه‌شناسی را در دانشگاه مطالعه کرد.

They studied the document line by line.

آنها سند را خط به خط مطالعه کردند.

They studied together in their youth.

آنها در جوانی با هم مطالعه کردند.

They had not studied the language very thoroughly.

آنها زبان را به طور کامل مطالعه نکرده بودند.

he once studied keyboard fingering.

او زمانی تکنیک نواختن صفحه کلید را مطالعه کرد.

he studied at the Kensington School of Art.

او در مدرسه هنر کنزینگتون تحصیل کرد.

She studied the piano under ...

او پیانو را زیر نظر ... مطالعه کرد.

studied the ruins of ancient Greece.

او ویرانه‌های یونان باستان را مطالعه کرد.

While in Vienna he studied music.

در حالی که در وین بود، او موسیقی را مطالعه کرد.

She studied architecture and art history at the university.

او معماری و تاریخ هنر را در دانشگاه مطالعه کرد.

Angela studied ballet for six years.

آنجلا به مدت شش سال باله مطالعه کرد.

Have you studied the composition of the chemicals?

آیا شما ترکیب مواد شیمیایی را مطالعه کرده اید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید