mala

[ایالات متحده]/'meilə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.مالا؛ مالا

جملات نمونه

I love eating mala hotpot.

من عاشق خوردن هاتپات مالا هستم.

She couldn't handle the spiciness of mala dishes.

او نمی‌توانست تندی غذاهای مالا را تحمل کند.

Mala flavor is popular in Sichuan cuisine.

طعم مالا در آشپزی سیچوان محبوب است.

Many people enjoy the numbing sensation of mala food.

بسیاری از مردم از حس بی‌حسی غذاهای مالا لذت می‌برند.

I ordered mala fried chicken for dinner.

من مرغ سرخ شده مالا برای شام سفارش دادم.

The mala seasoning is a key ingredient in this dish.

چاشنی مالا یک ماده اصلی در این غذا است.

Mala sauce can be quite spicy.

سس مالا می‌تواند بسیار تند باشد.

The mala flavor is a good balance of numbing and spicy.

طعم مالا ترکیبی خوب از بی‌حسی و تندی است.

You can adjust the level of spiciness in mala dishes.

می‌توانید سطح تندی در غذاهای مالا را تنظیم کنید.

I like the combination of mala and hotpot.

من از ترکیب مالا و هاتپات خوشم می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید