malingered at work
تقلب کردن در محل کار
malingered for days
تقلب کردن برای چند روز
malingered due illness
تقلب کردن به دلیل بیماری
malingered to avoid
تقلب کردن برای اجتناب
malingered during training
تقلب کردن در طول آموزش
malingered instead working
تقلب کردن به جای کار کردن
malingered for attention
تقلب کردن برای جلب توجه
malingered in class
تقلب کردن در کلاس
malingered on duty
تقلب کردن در زمان خدمت
malingered when needed
تقلب کردن در صورت نیاز
he has been malingering to avoid going to work.
او برای اجتناب از رفتن به سر کار، در حال تظاهر به ضعف بوده است.
she was accused of malingering to get extra days off.
او به خاطر گرفتن مرخصی اضافی به تظاهر به ضعف متهم شد.
the doctor suspected that the patient was malingering.
پزشک مشکوک بود که بیمار در حال تظاهر به ضعف است.
some students malinger to escape from exams.
برخی از دانش آموزان برای فرار از امتحان، تظاهر به ضعف می کنند.
he was caught malingering after a thorough investigation.
پس از یک بررسی کامل، او در حال تظاهر به ضعف دستگیر شد.
it's easy to tell when someone is malingering.
به راحتی می توان فهمید چه زمانی کسی در حال تظاهر به ضعف است.
her constant complaints made it seem like she was malingering.
شکایت های مداوم او باعث شد که به نظر برسد او در حال تظاهر به ضعف است.
employers often look out for employees who might be malingering.
کارفرمایان اغلب به کارمندانی که ممکن است در حال تظاهر به ضعف باشند، توجه می کنند.
malingering can lead to serious consequences at work.
تظاهر به ضعف می تواند منجر به عواقب جدی در محل کار شود.
he tried to malingering, but his boss wasn't fooled.
او سعی کرد تظاهر به ضعف کند، اما رئیسش فریب نخورد.
malingered at work
تقلب کردن در محل کار
malingered for days
تقلب کردن برای چند روز
malingered due illness
تقلب کردن به دلیل بیماری
malingered to avoid
تقلب کردن برای اجتناب
malingered during training
تقلب کردن در طول آموزش
malingered instead working
تقلب کردن به جای کار کردن
malingered for attention
تقلب کردن برای جلب توجه
malingered in class
تقلب کردن در کلاس
malingered on duty
تقلب کردن در زمان خدمت
malingered when needed
تقلب کردن در صورت نیاز
he has been malingering to avoid going to work.
او برای اجتناب از رفتن به سر کار، در حال تظاهر به ضعف بوده است.
she was accused of malingering to get extra days off.
او به خاطر گرفتن مرخصی اضافی به تظاهر به ضعف متهم شد.
the doctor suspected that the patient was malingering.
پزشک مشکوک بود که بیمار در حال تظاهر به ضعف است.
some students malinger to escape from exams.
برخی از دانش آموزان برای فرار از امتحان، تظاهر به ضعف می کنند.
he was caught malingering after a thorough investigation.
پس از یک بررسی کامل، او در حال تظاهر به ضعف دستگیر شد.
it's easy to tell when someone is malingering.
به راحتی می توان فهمید چه زمانی کسی در حال تظاهر به ضعف است.
her constant complaints made it seem like she was malingering.
شکایت های مداوم او باعث شد که به نظر برسد او در حال تظاهر به ضعف است.
employers often look out for employees who might be malingering.
کارفرمایان اغلب به کارمندانی که ممکن است در حال تظاهر به ضعف باشند، توجه می کنند.
malingering can lead to serious consequences at work.
تظاهر به ضعف می تواند منجر به عواقب جدی در محل کار شود.
he tried to malingering, but his boss wasn't fooled.
او سعی کرد تظاهر به ضعف کند، اما رئیسش فریب نخورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید