| جمع | malodours |
malodour problem
مشکل بوی نامطبوع
malodour source
منبع بوی نامطبوع
malodour control
کنترل بوی نامطبوع
malodour removal
حذف بوی نامطبوع
malodour detection
تشخیص بوی نامطبوع
malodour issue
مشکل بوی نامطبوع
malodour management
مدیریت بوی نامطبوع
malodour mitigation
کاهش بوی نامطبوع
malodour assessment
ارزیابی بوی نامطبوع
malodour treatment
درمان بوی نامطبوع
the malodour from the garbage was unbearable.
بوی نامطبوع زباله غیرقابل تحمل بود.
she complained about the malodour in the room.
او در مورد بوی نامطبوع در اتاق شکایت کرد.
the malodour indicated a problem with the plumbing.
بوی نامطبوع نشان دهنده مشکل در لوله کشی بود.
he tried to mask the malodour with air fresheners.
او سعی کرد با استفاده از خوشبو کننده ها بوی نامطبوع را پنهان کند.
the malodour of spoiled food filled the kitchen.
بوی نامطبوع غذاهای فاسد آشپزخانه را پر کرد.
after the rain, a malodour arose from the stagnant water.
بعد از باران، بوی نامطبوعی از آب راکد برخاست.
the malodour in the basement was a sign of mold.
بوی نامطبوع در زیرزمین نشانه ای از کپک بود.
they had to ventilate the area due to the malodour.
آنها مجبور شدند به دلیل بوی نامطبوع منطقه را تهویه کنند.
malodour can be a sign of poor hygiene.
بوی نامطبوع می تواند نشانه ای از بهداشت ضعیف باشد.
he noticed a malodour coming from the old fridge.
او متوجه بوی نامطبوعی شد که از یخچال قدیمی می آمد.
malodour problem
مشکل بوی نامطبوع
malodour source
منبع بوی نامطبوع
malodour control
کنترل بوی نامطبوع
malodour removal
حذف بوی نامطبوع
malodour detection
تشخیص بوی نامطبوع
malodour issue
مشکل بوی نامطبوع
malodour management
مدیریت بوی نامطبوع
malodour mitigation
کاهش بوی نامطبوع
malodour assessment
ارزیابی بوی نامطبوع
malodour treatment
درمان بوی نامطبوع
the malodour from the garbage was unbearable.
بوی نامطبوع زباله غیرقابل تحمل بود.
she complained about the malodour in the room.
او در مورد بوی نامطبوع در اتاق شکایت کرد.
the malodour indicated a problem with the plumbing.
بوی نامطبوع نشان دهنده مشکل در لوله کشی بود.
he tried to mask the malodour with air fresheners.
او سعی کرد با استفاده از خوشبو کننده ها بوی نامطبوع را پنهان کند.
the malodour of spoiled food filled the kitchen.
بوی نامطبوع غذاهای فاسد آشپزخانه را پر کرد.
after the rain, a malodour arose from the stagnant water.
بعد از باران، بوی نامطبوعی از آب راکد برخاست.
the malodour in the basement was a sign of mold.
بوی نامطبوع در زیرزمین نشانه ای از کپک بود.
they had to ventilate the area due to the malodour.
آنها مجبور شدند به دلیل بوی نامطبوع منطقه را تهویه کنند.
malodour can be a sign of poor hygiene.
بوی نامطبوع می تواند نشانه ای از بهداشت ضعیف باشد.
he noticed a malodour coming from the old fridge.
او متوجه بوی نامطبوعی شد که از یخچال قدیمی می آمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید