malodours

[ایالات متحده]/ˈmæl.əʊ.dərz/
[بریتانیا]/ˈmæl.oʊ.dɚz/

ترجمه

n. بوهای ناخوشایند

عبارات و ترکیب‌ها

remove malodours

حذف بوی نامطبوع

eliminate malodours

حذف بوی نامطبوع

mask malodours

پوشاندن بوی نامطبوع

detect malodours

تشخیص بوی نامطبوع

malodours present

حضور بوی نامطبوع

malodours removal

حذف بوی نامطبوع

combat malodours

مقابله با بوی نامطبوع

reduce malodours

کاهش بوی نامطبوع

identify malodours

تشخیص بوی نامطبوع

control malodours

کنترل بوی نامطبوع

جملات نمونه

malodours can be a sign of poor hygiene.

بوهای نامطبوع می‌توانند نشانه‌ای از بهداشت ضعیف باشند.

we need to eliminate the malodours in the kitchen.

ما باید بوهای نامطبوع را در آشپزخانه از بین ببریم.

malodours from garbage can attract pests.

بوهای نامطبوع ناشی از زباله می‌تواند حشرات را جذب کند.

he complained about the malodours in the restroom.

او در مورد بوهای نامطبوع در سرویس بهداشتی شکایت کرد.

proper ventilation can help reduce malodours.

تهویه مناسب می‌تواند به کاهش بوهای نامطبوع کمک کند.

malodours in the fridge indicate spoiled food.

بوهای نامطبوع در یخچال نشان‌دهنده فاسد شدن غذا است.

they used air fresheners to mask the malodours.

آنها از خوشبوکننده‌ها برای پوشاندن بوهای نامطبوع استفاده کردند.

identifying the source of malodours is important.

تشخیص منبع بوهای نامطبوع مهم است.

malodours can be particularly strong in summer.

بوهای نامطبوع می‌توانند به ویژه در تابستان قوی باشند.

regular cleaning helps prevent malodours from developing.

تمیز کردن منظم به جلوگیری از ایجاد بوهای نامطبوع کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید