remove malodours
حذف بوی نامطبوع
eliminate malodours
حذف بوی نامطبوع
mask malodours
پوشاندن بوی نامطبوع
detect malodours
تشخیص بوی نامطبوع
malodours present
حضور بوی نامطبوع
malodours removal
حذف بوی نامطبوع
combat malodours
مقابله با بوی نامطبوع
reduce malodours
کاهش بوی نامطبوع
identify malodours
تشخیص بوی نامطبوع
control malodours
کنترل بوی نامطبوع
malodours can be a sign of poor hygiene.
بوهای نامطبوع میتوانند نشانهای از بهداشت ضعیف باشند.
we need to eliminate the malodours in the kitchen.
ما باید بوهای نامطبوع را در آشپزخانه از بین ببریم.
malodours from garbage can attract pests.
بوهای نامطبوع ناشی از زباله میتواند حشرات را جذب کند.
he complained about the malodours in the restroom.
او در مورد بوهای نامطبوع در سرویس بهداشتی شکایت کرد.
proper ventilation can help reduce malodours.
تهویه مناسب میتواند به کاهش بوهای نامطبوع کمک کند.
malodours in the fridge indicate spoiled food.
بوهای نامطبوع در یخچال نشاندهنده فاسد شدن غذا است.
they used air fresheners to mask the malodours.
آنها از خوشبوکنندهها برای پوشاندن بوهای نامطبوع استفاده کردند.
identifying the source of malodours is important.
تشخیص منبع بوهای نامطبوع مهم است.
malodours can be particularly strong in summer.
بوهای نامطبوع میتوانند به ویژه در تابستان قوی باشند.
regular cleaning helps prevent malodours from developing.
تمیز کردن منظم به جلوگیری از ایجاد بوهای نامطبوع کمک میکند.
remove malodours
حذف بوی نامطبوع
eliminate malodours
حذف بوی نامطبوع
mask malodours
پوشاندن بوی نامطبوع
detect malodours
تشخیص بوی نامطبوع
malodours present
حضور بوی نامطبوع
malodours removal
حذف بوی نامطبوع
combat malodours
مقابله با بوی نامطبوع
reduce malodours
کاهش بوی نامطبوع
identify malodours
تشخیص بوی نامطبوع
control malodours
کنترل بوی نامطبوع
malodours can be a sign of poor hygiene.
بوهای نامطبوع میتوانند نشانهای از بهداشت ضعیف باشند.
we need to eliminate the malodours in the kitchen.
ما باید بوهای نامطبوع را در آشپزخانه از بین ببریم.
malodours from garbage can attract pests.
بوهای نامطبوع ناشی از زباله میتواند حشرات را جذب کند.
he complained about the malodours in the restroom.
او در مورد بوهای نامطبوع در سرویس بهداشتی شکایت کرد.
proper ventilation can help reduce malodours.
تهویه مناسب میتواند به کاهش بوهای نامطبوع کمک کند.
malodours in the fridge indicate spoiled food.
بوهای نامطبوع در یخچال نشاندهنده فاسد شدن غذا است.
they used air fresheners to mask the malodours.
آنها از خوشبوکنندهها برای پوشاندن بوهای نامطبوع استفاده کردند.
identifying the source of malodours is important.
تشخیص منبع بوهای نامطبوع مهم است.
malodours can be particularly strong in summer.
بوهای نامطبوع میتوانند به ویژه در تابستان قوی باشند.
regular cleaning helps prevent malodours from developing.
تمیز کردن منظم به جلوگیری از ایجاد بوهای نامطبوع کمک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید