mammon

[ایالات متحده]/'mæmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خدای ثروت، possessions مادی، ثروت
Word Forms
جمعmammons

جملات نمونه

the pursuit of mammon is often seen as a negative trait

تعقیب ثروت اغلب به عنوان یک ویژگی منفی تلقی می‌شود.

mammon worship can lead to unethical behavior

عبادت ثروت می‌تواند منجر به رفتار غیراخلاقی شود.

some people prioritize mammon over personal relationships

برخی افراد ثروت را بر روابط شخصی ترجیح می‌دهند.

mammon can corrupt individuals

ثروت می‌تواند افراد را فاسد کند.

mammon is often associated with materialism

ثروت اغلب با مادی‌گرایی مرتبط است.

the love of mammon can blind people to other important aspects of life

عشق به ثروت می‌تواند افراد را نسبت به سایر جنبه‌های مهم زندگی کور کند.

mammon can drive people to make unethical decisions

ثروت می‌تواند افراد را به سمت تصمیمات غیراخلاقی سوق دهد.

mammon can create a sense of greed and selfishness

ثروت می‌تواند احساس طمع و خودخواهی ایجاد کند.

mammon is often depicted as a false god

ثروت اغلب به عنوان یک خداي کاذب به تصویر کشیده می‌شود.

the pursuit of mammon can lead to a shallow existence

تعقیب ثروت می‌تواند منجر به یک زندگی سطحی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید