mangel

[ایالات متحده]/ˈmeɪndʒəl/
[بریتانیا]/ˈmeɪndʒəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی چغندر علوفه‌ای
Word Forms
جمعmangels

عبارات و ترکیب‌ها

mangel wheat

گندم منگل

mangel beet

چغندر منگل

mangel root

ریشه منگل

mangel crop

محصول منگل

mangel supply

تامین منگل

mangel growth

رشد منگل

mangel yield

عملکرد منگل

mangel quality

کیفیت منگل

mangel nutrient

مواد مغذی منگل

mangel deficiency

کمبود منگل

جملات نمونه

there is a mangel of resources in the community.

در جامعه کمبود منابع وجود دارد.

the project faced a mangel of funding.

پروژه با کمبود بودجه مواجه بود.

she expressed her concerns about the mangel of support.

او نگرانی خود را در مورد کمبود حمایت ابراز کرد.

the mangel of information led to poor decision-making.

کمبود اطلاعات منجر به تصمیم گیری ضعیف شد.

the team is struggling with a mangel of manpower.

تیم با کمبود نیروی انسانی دست و پنجه نرم می کند.

there is a mangel of trust between the departments.

بین بخش‌ها کمبود اعتماد وجود دارد.

the mangel of communication caused misunderstandings.

کمبود ارتباط باعث سوء تفاهم شد.

he highlighted the mangel of opportunities for growth.

او بر کمبود فرصت های رشد تأکید کرد.

the mangel of time made it difficult to complete the project.

کمبود وقت تکمیل پروژه را دشوار کرد.

addressing the mangel of skills is crucial for success.

رسیدگی به کمبود مهارت ها برای موفقیت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید