manhole cover
پوشش منهول
he lifted the manhole cover and peered into the depths beneath.
او крышка люка را поднял и به اعماق زیر نگاه کرد.
inspectors can lamp the lines between the manholes for routine maintenance observations.
بازرسان میتوانند خطوط بین دریچهها را برای بررسیهای روتین نگهداری روشن کنند.
Body has handhole (or manhole) for easy wash and examination, And bottle valve set up inlet/outlet valve,safety valve, pressure gauge and pressure gauge valve, drain valve etc.
بدنه دارای دریچه دسترسی (یا دریچه مردانه) برای شستشو و بررسی آسان است، و مجموعه شیر بطری شامل شیر ورودی/خروجی، شیر ایمنی، فشارسنج و شیر فشارسنج، شیر تخلیه و غیره است.
The manhole cover was heavy and difficult to lift.
крышка люка سنگین و بلند کردن آن دشوار بود.
The workers were repairing a broken manhole in the street.
کارگران در حال تعمیر یک دریچه فاضلاب شکسته در خیابان بودند.
A manhole explosion caused a temporary road closure.
یک انفجار دریچه فاضلاب باعث بسته شدن موقت جاده شد.
The manhole was overflowing with rainwater.
دریچه فاضلاب با آب باران سرریز شده بود.
The city installed new manhole covers to improve safety.
شهر برای بهبود ایمنی крышка люка های جدید نصب کرد.
The cat disappeared down the manhole.
گربه به داخل دریچه فاضلاب ناپدید شد.
The manhole was marked with warning signs.
دریچه فاضلاب با علائم هشدار علامت گذاری شده بود.
The manhole was filled with debris and needed to be cleared.
دریچه فاضلاب پر از آوار بود و نیاز به پاکسازی داشت.
The manhole led to an underground tunnel system.
دریچه فاضلاب به یک سیستم تونل زیرزمینی منتهی می شد.
The manhole was surrounded by caution tape.
دریچه فاضلاب با نوار احتیاط احاطه شده بود.
manhole cover
پوشش منهول
he lifted the manhole cover and peered into the depths beneath.
او крышка люка را поднял и به اعماق زیر نگاه کرد.
inspectors can lamp the lines between the manholes for routine maintenance observations.
بازرسان میتوانند خطوط بین دریچهها را برای بررسیهای روتین نگهداری روشن کنند.
Body has handhole (or manhole) for easy wash and examination, And bottle valve set up inlet/outlet valve,safety valve, pressure gauge and pressure gauge valve, drain valve etc.
بدنه دارای دریچه دسترسی (یا دریچه مردانه) برای شستشو و بررسی آسان است، و مجموعه شیر بطری شامل شیر ورودی/خروجی، شیر ایمنی، فشارسنج و شیر فشارسنج، شیر تخلیه و غیره است.
The manhole cover was heavy and difficult to lift.
крышка люка سنگین و بلند کردن آن دشوار بود.
The workers were repairing a broken manhole in the street.
کارگران در حال تعمیر یک دریچه فاضلاب شکسته در خیابان بودند.
A manhole explosion caused a temporary road closure.
یک انفجار دریچه فاضلاب باعث بسته شدن موقت جاده شد.
The manhole was overflowing with rainwater.
دریچه فاضلاب با آب باران سرریز شده بود.
The city installed new manhole covers to improve safety.
شهر برای بهبود ایمنی крышка люка های جدید نصب کرد.
The cat disappeared down the manhole.
گربه به داخل دریچه فاضلاب ناپدید شد.
The manhole was marked with warning signs.
دریچه فاضلاب با علائم هشدار علامت گذاری شده بود.
The manhole was filled with debris and needed to be cleared.
دریچه فاضلاب پر از آوار بود و نیاز به پاکسازی داشت.
The manhole led to an underground tunnel system.
دریچه فاضلاب به یک سیستم تونل زیرزمینی منتهی می شد.
The manhole was surrounded by caution tape.
دریچه فاضلاب با نوار احتیاط احاطه شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید