black mantilla
مانتیلای سیاه
lace mantilla
مانتیلای با تزئینات گیپور
traditional mantilla
مانتیلای سنتی
white mantilla
مانتیلای سفید
bridal mantilla
مانتیلای عروس
spanish mantilla
مانتیلای اسپانیایی
silk mantilla
مانتیلای ابریشمی
floral mantilla
مانتیلای گلدار
long mantilla
مانتیلای بلند
short mantilla
مانتیلای کوتاه
she wore a beautiful mantilla to the wedding.
او یک مانتیلا زیبا به عروسی پوشید.
the mantilla is a traditional spanish lace shawl.
مانتیلا یک روسری سنتی اسپانیایی با گلدوزی است.
in some cultures, a mantilla symbolizes mourning.
در برخی فرهنگها، مانتیلا نمادی از سوگواری است.
she delicately adjusted her mantilla before the ceremony.
او قبل از مراسم مانتیلا خود را به آرامی تنظیم کرد.
many brides choose to wear a mantilla for their special day.
عروسهای زیادی انتخاب میکنند که در روز خاص خود مانتیلا بپوشند.
the mantilla gracefully flowed down her back.
مانتیلا به طور ظریفانه در امتداد پشت او جریان داشت.
she learned how to drape a mantilla from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه یک مانتیلا را از مادربزرگش بپوشاند.
during the festival, many women wore colorful mantillas.
در طول جشنواره، بسیاری از زنان مانتیلاهای رنگارنگ پوشیدند.
the intricate lace of her mantilla caught everyone's attention.
گلدوزی پیچیده مانتیلای او توجه همه را جلب کرد.
he admired the craftsmanship of the mantilla on display.
او از هنر و مهارت ساخت مانتیلای به نمایش گذاشته شده تحسین کرد.
black mantilla
مانتیلای سیاه
lace mantilla
مانتیلای با تزئینات گیپور
traditional mantilla
مانتیلای سنتی
white mantilla
مانتیلای سفید
bridal mantilla
مانتیلای عروس
spanish mantilla
مانتیلای اسپانیایی
silk mantilla
مانتیلای ابریشمی
floral mantilla
مانتیلای گلدار
long mantilla
مانتیلای بلند
short mantilla
مانتیلای کوتاه
she wore a beautiful mantilla to the wedding.
او یک مانتیلا زیبا به عروسی پوشید.
the mantilla is a traditional spanish lace shawl.
مانتیلا یک روسری سنتی اسپانیایی با گلدوزی است.
in some cultures, a mantilla symbolizes mourning.
در برخی فرهنگها، مانتیلا نمادی از سوگواری است.
she delicately adjusted her mantilla before the ceremony.
او قبل از مراسم مانتیلا خود را به آرامی تنظیم کرد.
many brides choose to wear a mantilla for their special day.
عروسهای زیادی انتخاب میکنند که در روز خاص خود مانتیلا بپوشند.
the mantilla gracefully flowed down her back.
مانتیلا به طور ظریفانه در امتداد پشت او جریان داشت.
she learned how to drape a mantilla from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه یک مانتیلا را از مادربزرگش بپوشاند.
during the festival, many women wore colorful mantillas.
در طول جشنواره، بسیاری از زنان مانتیلاهای رنگارنگ پوشیدند.
the intricate lace of her mantilla caught everyone's attention.
گلدوزی پیچیده مانتیلای او توجه همه را جلب کرد.
he admired the craftsmanship of the mantilla on display.
او از هنر و مهارت ساخت مانتیلای به نمایش گذاشته شده تحسین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید