manumitted

[ایالات متحده]/ˌmæn.juːˈmɪt.ɪd/
[بریتانیا]/ˌmæn.jəˈmɪt.ɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رهایی از بردگی

عبارات و ترکیب‌ها

manumitted slave

برده آزاد شده

manumitted individual

فرد آزاد شده

manumitted person

شخص آزاد شده

manumitted status

وضعیت آزاد شده

manumitted rights

حقوق آزاد شده

manumitted labor

کار آزاد شده

manumitted property

مالکیت آزاد شده

manumitted community

جامعه آزاد شده

manumitted heritage

ارثیه آزاد شده

جملات نمونه

the manumitted slaves celebrated their newfound freedom.

بردگان آزاد شده جشن رهایی خود را گرفتند.

after years of servitude, she finally manumitted her bondservants.

پس از سال‌ها بردگی، او بالاخره بندگان خود را آزاد کرد.

the law allowed for manumitted individuals to own property.

قانون به افراد آزاد شده اجازه می‌داد تا مالک شوند.

he was manumitted by his master after a long service.

او پس از مدت طولانی خدمت توسط اربابش آزاد شد.

many manumitted people sought to reunite with their families.

بسیاری از افراد آزاد شده به دنبال تجدید دیدار با خانواده‌هایشان بودند.

manumitted individuals often faced challenges in society.

افراد آزاد شده اغلب با چالش‌هایی در جامعه روبرو بودند.

the historical records document the manumitted population.

سوابق تاریخی جمعیت آزاد شده را مستند می‌کنند.

she felt proud to have manumitted her own slaves.

او احساس افتخار کرد که بردگان خود را آزاد کرده است.

manumitted slaves were often given a small plot of land.

اغلب به بردگان آزاد شده یک قطعه زمین کوچک داده می‌شد.

he advocated for the rights of manumitted individuals.

او از حقوق افراد آزاد شده حمایت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید