manumitters

[ایالات متحده]/ˌmænjuˈmɪtəz/
[بریتانیا]/ˌmænjuˈmɪtərz/

ترجمه

n. کسی که آزاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

manumitters rights

حقوق مانومیتر

manumitters agreement

توافقنامه مانومیتر

manumitters action

اقدام مانومیتر

manumitters role

نقش مانومیتر

manumitters process

فرآیند مانومیتر

manumitters document

سند مانومیتر

manumitters policy

سیاست مانومیتر

manumitters law

قانون مانومیتر

manumitters history

تاریخچه مانومیتر

manumitters benefits

مزایای مانومیتر

جملات نمونه

manumitters play a crucial role in the history of emancipation.

آزادی‌بخش‌ها نقش مهمی در تاریخ رهایی بردگان ایفا می‌کنند.

many manumitters faced legal challenges during their efforts.

بسیاری از آزادی‌بخش‌ها در طول تلاش‌های خود با چالش‌های قانونی روبرو بودند.

the actions of manumitters changed the lives of many individuals.

اقدامات آزادی‌بخش‌ها زندگی بسیاری از افراد را تغییر داد.

historically, manumitters were often motivated by moral beliefs.

در طول تاریخ، آزادی‌بخش‌ها اغلب توسط باورهای اخلاقی هدایت می‌شدند.

manumitters often took significant personal risks.

آزادی‌بخش‌ها اغلب خطرات شخصی بزرگی را به جان می‌خریدند.

some manumitters were wealthy landowners.

برخی از آزادی‌بخش‌ها زمین‌دار ثروتمندی بودند.

manumitters contributed to the abolitionist movement.

آزادی‌بخش‌ها به جنبش لغو برده‌داری کمک کردند.

many manumitters were inspired by religious teachings.

بسیاری از آزادی‌بخش‌ها از تعالیم مذهبی الهام گرفتند.

manumitters often sought to improve the conditions of the enslaved.

آزادی‌بخش‌ها اغلب به دنبال بهبود شرایط بردگان بودند.

the legacy of manumitters is still felt today.

میراث آزادی‌بخش‌ها هنوز هم امروز احساس می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید