marah

[ایالات متحده]/ˈmɑːrə/
[بریتانیا]/ˈmɑːrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام یک چشمه تلخ در کتاب مقدس؛ آب تلخ؛ چاه آب تلخ

عبارات و ترکیب‌ها

marah in silence

سکوتِ مراح

feeling marah

احساسِ مراح

marah at you

مراح به سمت شما

marah inside

مراح درون

marah over nothing

مراح به خاطر هیچ چیز

marah and upset

مراح و ناراحت

marah about it

مراح در مورد آن

marah all day

مراح تمام روز

جملات نمونه

he was marah when he found out the truth.

او وقتی حقیقت را فهمید، عصبانی بود.

don't make her marah; she's already upset.

او را عصبانی نکنید؛ او از قبل ناراحت است.

she tried to calm him down when he was marah.

وقتی او عصبانی بود، او سعی کرد او را آرام کند.

marah can lead to poor decision-making.

عصبانیت می تواند منجر به تصمیم گیری ضعیف شود.

it's important to express your feelings instead of letting marah build up.

به جای اجازه دادن به تجمع عصبانیت، بیان احساسات خود مهم است.

he often gets marah over small things.

او اغلب به خاطر مسائل کوچک عصبانی می شود.

she felt marah after being ignored.

او بعد از نادیده گرفته شدن احساس عصبانیت کرد.

they had a disagreement that left him feeling marah.

آنها اختلاف نظری داشتند که باعث شد او احساس عصبانیت کند.

when marah strikes, it's best to take a step back.

وقتی عصبانیت بروز کرد، بهتر است یک قدم به عقب بردارید.

understanding the cause of marah can help resolve conflicts.

درک علت عصبانیت می تواند به حل اختلافات کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید