marchioness

[ایالات متحده]/ˌmɑːʃə'nes/
[بریتانیا]/ˌmɑrʃə'nɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بانوی اشرافی که در رده‌ای پایین‌تر از دوشس و بالاتر از کنتس قرار دارد
Word Forms

جملات نمونه

Michael has represented many families at Inquests, including the Marchioness Disaster, the Deptford/New Cross Fire;

مایکل وکالت بسیاری از خانواده‌ها را در جلسات بازرسی جسد، از جمله فاجعه مارکیونِس، آتش‌سوزی دپتفورد/نیو کراس بر عهده داشته است.

The marchioness attended the royal ball.

مارکیونِس در مهمانی سلطنتی شرکت کرد.

The marchioness was known for her exquisite taste in fashion.

مارکیونِس به دلیل ذوق بی‌نظیرش در مد لباس شناخته می‌شد.

The marchioness hosted a charity gala at her estate.

مارکیونِس یک گالا خیریه را در املاک خود برگزار کرد.

The marchioness donated generously to local causes.

مارکیونِس به طور سخاوتمندانه به اهداف محلی کمک کرد.

The marchioness was a patron of the arts.

مارکیونِس حامی هنر بود.

The marchioness's portrait hung prominently in the grand hall.

تصویرنگار مارکیونِس به طور برجسته در تالار بزرگ آویخته شده بود.

The marchioness's elegant demeanor captivated all who met her.

رفتار باوقار مارکیونِس همه کسانی را که با او ملاقات می‌کردند، مجذوب خود می‌کرد.

The marchioness's tiara sparkled under the chandeliers.

تاج مارکیونِس زیر لوسترها می‌درخشید.

The marchioness's lineage traced back to nobility.

تبار مارکیونِس به اشراف باز می‌گشت.

The marchioness's estate sprawled across acres of lush countryside.

املاک مارکیونِس در وسعت هکتارها از فضای روستایی سرسبز گسترده شده بود.

نمونه‌های واقعی

What an idiotic thing to yield to the love of a workman, when you were a marchioness!

چه چیز احمقانه ای بود که به عشق یک کارگر تسلیم شوید، در حالی که شما یک مارکیز بودید!

منبع: Women's Paradise (Middle)

But the appearance of the marchioness, as Clara ill-naturedly called the poor creature, had disturbed the department.

اما حضور مارکیز، همانطور که کلارا با حالتی بدخواهانه آن موجود فقیر را صدا زد، باعث ایجاد مزاحمت در بخش شده بود.

منبع: Women's Paradise (Middle)

At the margin of her death, the marchioness woke up and began her marathon

در آستانه مرگش، مارکیز از خواب بیدار شد و ماراتن خود را آغاز کرد.

منبع: Pan Pan

There were princes and princesses not of royal blood, dukes and duchesses, marquesses and marchionesses, from Austria, Italy, Spain, Russia, and Belgium: Elliott entertained them.

شاهزاده خانم ها و شاهزاده ها که از خون سلطنتی نبودند، دوک ها و دوشس ها، مارکیس ها و مارکیزها، از اتریش، ایتالیا، اسپانیا، روسیه و بلژیک: الیوت آنها را سرگرم کرد.

منبع: Blade (Part 1)

Mouret, whilst affecting to listen to Bourdoncle and Robineau, was at heart flattered by the startled look of this poor girl, just as a marchioness might be by the brutal admiration of a passing drayman.

مورِت، در حالی که وانمود می‌کرد به حرف‌های بورْدانکل و روبینُو گوش می‌دهد، از صمیم قلب به حالتی که این دختر فقیر با حیرت به او نگاه می‌کرد، همانطور که یک مارکیز ممکن بود به تحسین بی‌رحمانه یک درشکه کش عبوری، دلگرم می‌شد.

منبع: Women’s Paradise (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید