marishes

[ایالات متحده]/ˈmɛərɪʃ/
[بریتانیا]/ˈmɛrɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه ای باتلاقی یا مردابی
adj. مربوط به یا شبیه به یک باتلاق

عبارات و ترکیب‌ها

marish land

زمین ماریش

marish terrain

آب‌وهوای ماریش

marish habitat

زیستگاه ماریش

marish environment

محیط زیست ماریش

marish area

منطقه ماریش

marish conditions

شرایط ماریش

marish ecosystem

اکوسیستم ماریش

marish wetlands

حوضچه‌های ماریش

marish swamp

تالاب ماریش

marish landscape

مناظر ماریش

جملات نمونه

the marish landscape was filled with vibrant wildlife.

مناظر ماریش پر از حیات وحش پر جنب و جوش بود.

we took a walk through the marish wetlands.

ما در تالاب‌های ماریش قدم زدیم.

the marish area is home to many rare species.

منطقه ماریش زیستگاه بسیاری از گونه‌های نادر است.

birdwatchers love to visit the marish regions.

مشاهدان پرندگان عاشق بازدید از مناطق ماریش هستند.

she found a marish spot perfect for fishing.

او یک نقطه ماریش عالی برای ماهیگیری پیدا کرد.

the marish terrain can be challenging to navigate.

زمینی ماریش می‌تواند پیمایش آن را دشوار کند.

marish plants thrive in wet conditions.

گیاهان ماریش در شرایط مرطوب رشد می‌کنند.

the marish ecosystem plays a vital role in biodiversity.

زیستگاه ماریش نقش حیاتی در تنوع زیستی ایفا می‌کند.

he sketched the marish scenery in his notebook.

او مناظر ماریش را در دفترچه یادداشت خود طراحی کرد.

exploring the marish region revealed hidden treasures.

کاوش در منطقه ماریش گنج‌های پنهان را آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید