"Fink :american frontiersman and folk hero known for his marksmanship, fighting skills, and braggadocio."
فینک: یک پیشگام آمریکایی و قهرمان فولکلور که به خاطر مهارت تیراندازی، توانایی های رزمی و خودنمایی خود شناخته شده است.
He demonstrated excellent marksmanship during the shooting competition.
او در مسابقه تیراندازی مهارت تیراندازی عالی از خود نشان داد.
Marksmanship requires a combination of precision and focus.
مهارت تیراندازی به ترکیبی از دقت و تمرکز نیاز دارد.
The soldier's marksmanship training paid off during the battle.
آموزش مهارت تیراندازی سرباز در طول نبرد نتیجه بخش بود.
Improving marksmanship takes practice and dedication.
بهبود مهارت تیراندازی نیاز به تمرین و تعهد دارد.
She has been honing her marksmanship skills for years.
او سال هاست مهارت تیراندازی خود را تقویت کرده است.
Marksmanship is a crucial skill for hunters.
مهارت تیراندازی یک مهارت حیاتی برای شکارچیان است.
The marksmanship competition attracted participants from all over the country.
مسابقه تیراندازی شرکت کنندگان را از سراسر کشور جذب کرد.
His marksmanship was unmatched, earning him the top spot in the competition.
مهارت تیراندازی او بی رقیب بود و باعث شد او در مسابقات رتبه اول را کسب کند.
Marksmanship requires both physical and mental discipline.
مهارت تیراندازی به هم به نظم جسمانی و روحی نیاز دارد.
The instructor praised the student's marksmanship progress.
مربی پیشرفت مهارت تیراندازی دانش آموز را تحسین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید