advanced marksmanships
مهارتهای تیراندازی پیشرفته
marksmanships training
آموزش تیراندازی
marksmanships competition
مسابقه تیراندازی
marksmanships skills
مهارتهای تیراندازی
marksmanships techniques
تکنیکهای تیراندازی
marksmanships drills
تمرینات تیراندازی
marksmanships coach
مربی تیراندازی
marksmanships practice
تمرین تیراندازی
marksmanships evaluation
ارزیابی تیراندازی
marksmanships standards
استانداردهای تیراندازی
his marksmanships were put to the test during the competition.
مهارتهای تیراندازی او در طول مسابقه مورد آزمایش قرار گرفت.
she practiced her marksmanships every weekend at the range.
او هر آخر هفته در محدوده از مهارتهای تیراندازی خود تمرین میکرد.
marksmanships are essential for a successful military career.
مهارتهای تیراندازی برای یک شغل نظامی موفق ضروری هستند.
his marksmanships earned him several awards in the tournament.
مهارتهای تیراندازی او باعث شد چندین جایزه در مسابقات کسب کند.
learning marksmanships requires patience and dedication.
یادگیری مهارتهای تیراندازی نیاز به صبر و تعهد دارد.
they held a workshop to improve marksmanships among the participants.
آنها یک کارگاه برگزار کردند تا مهارتهای تیراندازی را در بین شرکت کنندگان بهبود بخشند.
marksmanships can be improved through regular practice.
میتوان از طریق تمرین منظم مهارتهای تیراندازی را بهبود بخشید.
his exceptional marksmanships surprised everyone at the event.
مهارتهای تیراندازی استثنایی او همه را در این رویداد شگفت زده کرد.
marksmanships are often a key factor in hunting success.
مهارتهای تیراندازی اغلب یک عامل کلیدی در موفقیت شکار هستند.
she joined the club to enhance her marksmanships.
او برای ارتقای مهارتهای تیراندازی خود به باشگاه پیوست.
advanced marksmanships
مهارتهای تیراندازی پیشرفته
marksmanships training
آموزش تیراندازی
marksmanships competition
مسابقه تیراندازی
marksmanships skills
مهارتهای تیراندازی
marksmanships techniques
تکنیکهای تیراندازی
marksmanships drills
تمرینات تیراندازی
marksmanships coach
مربی تیراندازی
marksmanships practice
تمرین تیراندازی
marksmanships evaluation
ارزیابی تیراندازی
marksmanships standards
استانداردهای تیراندازی
his marksmanships were put to the test during the competition.
مهارتهای تیراندازی او در طول مسابقه مورد آزمایش قرار گرفت.
she practiced her marksmanships every weekend at the range.
او هر آخر هفته در محدوده از مهارتهای تیراندازی خود تمرین میکرد.
marksmanships are essential for a successful military career.
مهارتهای تیراندازی برای یک شغل نظامی موفق ضروری هستند.
his marksmanships earned him several awards in the tournament.
مهارتهای تیراندازی او باعث شد چندین جایزه در مسابقات کسب کند.
learning marksmanships requires patience and dedication.
یادگیری مهارتهای تیراندازی نیاز به صبر و تعهد دارد.
they held a workshop to improve marksmanships among the participants.
آنها یک کارگاه برگزار کردند تا مهارتهای تیراندازی را در بین شرکت کنندگان بهبود بخشند.
marksmanships can be improved through regular practice.
میتوان از طریق تمرین منظم مهارتهای تیراندازی را بهبود بخشید.
his exceptional marksmanships surprised everyone at the event.
مهارتهای تیراندازی استثنایی او همه را در این رویداد شگفت زده کرد.
marksmanships are often a key factor in hunting success.
مهارتهای تیراندازی اغلب یک عامل کلیدی در موفقیت شکار هستند.
she joined the club to enhance her marksmanships.
او برای ارتقای مهارتهای تیراندازی خود به باشگاه پیوست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید