marons

[ایالات متحده]/maˈrɒ̃/
[بریتانیا]/maˈrɑːn/

ترجمه

n. جمع Maron؛ نامی از جغرافیای فرانسه.

جملات نمونه

the children gathered marons under the old tree.

بچه‌ها زیر درخت قدیمی مارون‌ها را جمع کردند.

she bought a bag of roasted marons from the street vendor.

او یک بسته مارون‌های پеченه از فروشنده خیابان خرید.

we decided to stuff the turkey with savory marons.

ما تصمیم گرفتیم گوشت مرغ را با مارون‌های ترش و مزه‌دار پر کنیم.

walking on the sharp marons was quite painful.

روی مارون‌های تیز چپله کردن خیلی دردناک بود.

the recipe requires boiled marons as a primary ingredient.

این وصفه نیاز به مارون‌های پخته شده به عنوان ماده اولیه دارد.

fresh marons are often used in traditional holiday dishes.

مارون‌های تازه اغلب در غذاهای سنتی عید استفاده می‌شود.

peeling raw marons can be a difficult and tedious task.

پوست کردن مارون‌های خام می‌تواند کاری دشوار و زحمت‌برانگیز باشد.

my grandmother makes the best sweet marons in syrup.

مادربزرگ من بهترین مارون‌های شیرین در شربت می‌سازد.

horses really enjoy eating fresh marons as a treat.

اسب‌ها واقعاً لذت می‌برند از خوردن مارون‌های تازه به عنوان یک لذت.

we roasted fresh marons over the open fire last night.

ما شب گذشته مارون‌های تازه را روی آتش باز پеченه کردیم.

he collected a basket of wild marons from the forest floor.

او یک سبد مارون‌های جنگلی را از زمین جنگل جمع‌آوری کرد.

the marons fell from the tree and rolled down the hill.

مارون‌ها از درخت پرت کردند و پایین کوه لغزیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید