marquee

[ایالات متحده]/mɑː'kiː/
[بریتانیا]/mɑr'ki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساختار بزرگ شبیه چادر؛ یک سایه‌بان؛ یک جعبه انتخاب در برنامه‌نویسی کامپیوتر.
شکل‌های واژه
جمعmarquees

عبارات و ترکیب‌ها

marquee sign

تابلو مارکی

outdoor marquee

مارکی روباز

event marquee

مارکی رویداد

marquee tent

چادر مارکی

marquee hire

اجاره مارکی

marquee wedding

مارکی عروسی

marquee party

مارکی مهمانی

جملات نمونه

The marquee outside the theater displayed the showtimes.

تابلو خارج از تئاتر زمان نمایش‌ها را نشان می‌داد.

We set up a marquee for the outdoor wedding reception.

ما برای پذیرایی عروسی در فضای باز یک تابلوی بزرگ برپا کردیم.

The marquee event attracted a large crowd of attendees.

تابلوی بزرگ، رویدادی بود که تعداد زیادی از شرکت‌کنندگان را به خود جذب کرد.

The marquee player scored the winning goal.

بازیکن برجسته گل پیروزی را به ثمر رساند.

The company rented a marquee for the corporate event.

شرکت برای رویداد شرکتی یک تابلوی بزرگ اجاره کرد.

There was a marquee sign announcing the grand opening.

تابلویی بود که اعلام می‌کرد افتتاحیه بزرگ آغاز خواهد شد.

The marquee artist will be performing at the festival.

هنرمند برجسته در جشنواره اجرا خواهد کرد.

The marquee lights illuminated the night sky.

چراغ‌های تابلوی بزرگ آسمان شب را روشن کردند.

The marquee venue provided a unique setting for the event.

محل برگزاری تابلوی بزرگ، محیطی منحصر به فرد برای رویداد فراهم کرد.

The marquee attraction of the carnival was the Ferris wheel.

جذابیت اصلی کارناوال چرخ‌دندانه بود.

نمونه‌های واقعی

Let's go down to another marquee race, Georgia.

بیایید به مسابقه دیگری با مارکی در جورجیا برویم.

منبع: CNN 10 Student English Compilation October 2022

" Talking about Muriel? " inquired George, reemerging from the marquee with Fred.

" در مورد موریل صحبت می کنید؟" جورج در حالی که با فرِد از زیر مارکی بیرون می آمد، پرسید.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

This was a marquee issue for Republicans during this round of relief.

این یک مسئله مهم برای جمهوری خواهان در این دور از کمک بود.

منبع: NPR News July 2020 Compilation

But the stream of movies with Tom Hanks on the marquee has never sputtered.

اما جریان فیلم‌هایی با تام هنکس در مارکی هرگز از بین نرفته است.

منبع: The Atlantic Monthly (Article Edition)

But the marquee attraction is " Mario Kart: Bowser's Challenge."

اما جاذبه اصلی "Mario Kart: Bowser's Challenge" است.

منبع: CNN Reading Selection

Broadway theaters are expected to dim their marquee lights Wednesday night in memory of actor Philip Seymour Hoffman.

تئاتر برادوی انتظار می رود چهارشنبه شب چراغ های مارکی خود را به احترام بازیگر فیلیپ سیمور هافمن کم نور کند.

منبع: NPR News February 2014 Compilation

Breakfast was not yet over before the men came to put up the marquee.

صبحانه هنوز تمام نشده بود که مردان برای نصب مارکی آمدند.

منبع: Garden Party (Part 1)

He owns a lot of property down south, nothing marquee.

او املاک زیادی در جنوب دارد، هیچ چیز مارکی.

منبع: Gossip Girl Season 4

Must they be hidden by a marquee?

آیا آنها باید توسط یک مارکی پنهان شوند؟

منبع: Garden Party (Part 1)

" Where do you want the marquee put, mother" ?

" مادر، می خواهید مارکی کجا نصب شود؟"

منبع: Garden Party (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید