marriages

[ایالات متحده]/ˈmærɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈmɛrɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ازدواج; مراسم عروسی; شکل جمع ازدواج

عبارات و ترکیب‌ها

happy marriages

ازدواج‌های خوشبخت

arranged marriages

ازدواج‌های پولی

same-sex marriages

ازدواج‌های همجنس‌گرا

interracial marriages

ازدواج‌های بین نژادی

long-lasting marriages

ازدواج‌های طولانی مدت

successful marriages

ازدواج‌های موفق

traditional marriages

ازدواج‌های سنتی

open marriages

ازدواج‌های باز

failed marriages

ازدواج‌های شکست خورده

blended marriages

ازدواج‌های ترکیبی

جملات نمونه

many marriages face challenges over time.

بسیاری از ازدواج‌ها در طول زمان با چالش‌هایی روبرو هستند.

successful marriages require communication and trust.

ازدواج‌های موفق نیاز به ارتباط و اعتماد دارند.

some marriages end in divorce.

برخی از ازدواج‌ها به طلاق ختم می‌شوند.

marriages can be strengthened through shared experiences.

ازدواج‌ها می‌توانند از طریق تجربیات مشترک تقویت شوند.

they celebrated their marriages with a grand ceremony.

آنها ازدواج خود را با یک مراسم بزرگ جشن گرفتند.

marriages often require compromise from both partners.

ازدواج‌ها اغلب نیاز به سازش از هر دو طرف دارند.

in some cultures, arranged marriages are common.

در برخی فرهنگ‌ها، وصلت‌های اجباری رایج هستند.

marriages built on love tend to last longer.

ازدواج‌هایی که بر اساس عشق بنا شده‌اند، معمولاً بیشتر طول می‌کشند.

they attended a workshop to improve their marriages.

آنها برای بهبود روابط خود در یک کارگاه شرکت کردند.

marriages should be nurtured with care and respect.

باید روابط با مراقبت و احترام تقویت شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید