marris

[ایالات متحده]/ˈmæri/
[بریتانیا]/ˈmɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی درخت اکالیپتوس که به خاطر برگ‌های زیبا شناخته می‌شود؛ چوب درخت ماری

عبارات و ترکیب‌ها

marri age

سن ازدواج

marri ed life

زندگی پس از ازدواج

marri age license

گواهی سن ازدواج

marri tal bliss

خوشبختی ازدواج

marri tal status

وضعیت تالار ازدواج

marri age vows

سوگند ازدواج

marri age certificate

گواهی سن

marri tal problems

مشکلات تالار

marri age counseling

مشاوره سن

marri tal issues

مسائل تالار

جملات نمونه

they decided to get married next summer.

آنها تصمیم گرفتند امسال تابستان ازدواج کنند.

she is excited about her upcoming marriage.

او در مورد ازدواج قریب الوقوع خود هیجان زده است.

marriage requires commitment and understanding.

ازدواج مستلزم تعهد و درک است.

they are planning a small marriage ceremony.

آنها در حال برنامه ریزی یک مراسم ازدواج کوچک هستند.

her parents were supportive of their marriage.

والدینش از ازدواج آنها حمایت کردند.

he has been married for over a decade.

او بیش از یک دهه است که ازدواج کرده است.

they celebrated their marriage with a big party.

آنها ازدواج خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفتند.

marriage is a significant milestone in life.

ازدواج یک نقطه عطف مهم در زندگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید